جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٢٦ - فصل سوم در جماعتى كه ولى عقدند
وهرگاه هريك از پدر و جدّ براى طفل جداگانه عقد كنند عقد كسىكه پيشتر كرده باشد صحيح است، و اگر هردو به يك دفعه عقد كرده باشند عقد جدّ صحيح است.
و به يكى از چهار امر ولايت پدر و جدّ ساقط مىشود [١]:
اوّل آنكه: بنده باشند.
دوم آنكه: ناقص عقل باشند.
سوم آنكه: كافر باشند و طفل مسلمان، چه كافر را ولايت برفرزند مسلمان نيست، امّا برفرزند كافر هست.
چهارم آنكه: احرام بسته باشند جهت حجّ يا عمره، چه اگر مُحرم در حالت احرام عقد كند صحيح نيست.
و هرگاه يكى از اين چهار امر حادث [٢] شود ولايت پدر و جدّ ساقط مىشود و به امام انتقال مىيابد.
قوم دوم: آقاى بندگان، چه آقا را ولايت نكاح بندگان خود هست، و اگر ايشان به آن راضى نباشند آقا بهتعدّى ايشان را بهيكديگر عقد مىتواند كرد، و با وجود آقا ديگرى ولىّ ايشان نيست، و بندگان را بىاذن آقا نكاح كردن صحيح نيست.
قوم سوم: حاكم شرع هر گاه پدر و جدّ طفل نباشند، يا طفل بىعقل بالغ شود، چه در اين صورت حاكم شرع ولىّ او است اگرچه پدر و جدّ [٣] او باشند. و همچنين امام ولىّ كسى است كه بعد از بالغ شدن ديوانه شود [٤] و با احتياج و صرفه ايشان در نكاح
______________________________
[١]
مراعات احتياط در اين چهار امر مطلوب است. (تويسركانى)
[٢] چنانچه هرگاه زايل شود عود مىكند ولايت ايشان. (دهكردى، يزدى)
* و اگر بعد از حدوث زايل شود عود مىكند ولايت ايشان. (نخجوانى)
[٣] گذشت كه احوط جمع است. (صدر)
* با وجود پدر و جدّ، بله وصىّ پدر يا جدّ، حاكم ولايت ندارد هر چند جنون بعد از بلوغ حادث شود، بنابر اظهر و احوط استيذان از حاكم است نيز در اين صورت. (نخجوانى)
* با وجود پدر و جدّ حاكم ولايت ندارد، هر چند جنون بعد از بلوغ حادث شود و احوط استيذان از حاكم است نيز. (يزدى)
[٤] در صورتى كه پدر و جدّ يا وصىّ ايشان در نكاح نباشند بنابر اظهر. (نخجوانى)