جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٢٢ - فصل دوم در بيان شروط عقد نكاح دايمى
بيست و چهارم: منع كردن زن از عيادت و تعزيت خويشان.
بيست و پنجم: ريختن منى در غير فرج زن آزادى كه بهعقد دوام او را خواسته باشد بىاذن او. و بعضى از مجتهدين [١] اين را حرام مىدانند[١] و هر گاه اين عمل كند سنّت است كه ده مثقال طلا ديت نطفه به آن زن دهد. امّا در متعه، و شيردهنده، و عقيم، و زنان مسنّ، و سليطه، و كنيز، بىاذن ايشان جايز است. [٢]
بيست و ششم: خوابيدن ميان دو زن آزاد، امّا ميان دو كنيز مكروه نيست.
فصل دوم در بيان شروط عقد نكاح دايمى:
و آن شانزده است:
اوّل: ايجاب، چون «زوَّجتُك» يعنى زن گويد به مرد كه: تزويج كردم تو را.
دوم: قبول، چون «قبلتُ النكاح» يعنى مرد گويد: قبول دارم نكاح را، و «قبلتُ» گفتن بىآنكه لفظ نكاح را به آن ضَمّ كنند نيز كافى است، و اگر در لفظ ايجاب و قبول موافقنباشند چنانچه مذكور شد [٣] جايزاست، ومقدّم داشتن ايجاب برقبول لازم نيست.
و اگر هريك از زن و شوهر شخصى ديگر را وكيل كنند وكيل زن چنين گويد:
«زوَّجتُ مُوكِّلتي من مُوكِّلك» يعنى نكاح كردم وكيل كننده خود را جهت وكيل كننده تو پس وكيل مرد گويد: «قبلتُ لمُوكّلي» يعنى قبول كردم نكاح را جهت وكيلكننده خود.
سوم: هريك از ايجاب و قبول را به صيغه ماضى گويند [٤] چنانچه مذكور شد، پس
______________________________
[١]-
فرمايش بعضى از مجتهدين را رعايت نمايند. (صدر)
[٢] در بعضى از اين مذكورات خالى از اشكال نيست. (يزدى)
[٣] به اينكه در ايجاب بگويد: زوّجتك، و در قبول بگويد: قبلت النّكاح. (نخجوانى، يزدى)
[٤] ظاهر اين است كه ماضويّت شرط نيست، بلكه قصد انشاء زوجيّت از لفظ كافى استو همچنين عربيّت شرط نيست. (تويسركانى)
* بنابر احوط. (نخجوانى، يزدى)
[١] شيخمفيد، مقنعه: ٥١٦. شيخطوسى، مبسوط ٤: ٢٦٧ وخلاف ٤: ٣٥٩. شهيد اوّل، لمعه: ١٧٤.