جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٥٩٨ - فصل دهم در احياى موات
امّا اگر مالك او غايب [١] باشد و كسى آن را عمارت كند [٢] تا آمدن غايب او اولاست از ديگرى تا آنكه عمارت او قايم باشد، و اگر عمارت او خراب شود و ديگرى عمارت كند ثانى اولاست بهتصرّف در آن زمين.
سوم آنكه: كسىكه عمارت مىكند مىبايد كه مسلمان باشد، پس اگر يهود باشد و امام او را اذن [٣] دهد مجتهدين را در آن دو قول است.
چهارم آنكه: آن شخصى كه اراده عمارت زمين موات دارد مىبايد كه كارى كند كه در عرف و عادت گويند كه آن زمين را احيا كرده، پس گردانيدن ديوار در آن زمين يا چيدن سنگها يا بستن مرزها در آن كافى نيست، چه اينها افاده ملكيّت نمىكند بلكه افاده اولويّت تصرّف او مىكند.
و اگر زمين منتقل شود از او به ديگرى [٤] آن ديگرى اولاست از او، و اگر بميرد وارث او اولاست، و اگر آن زمين را بفروشد آن بيع صحيح نيست.
و بعضى از مجتهدين براين رفتهاند كه آنچه مذكور شد از ديوار گردانيدن و سنگ چيدن و مرز بستن افاده ملكيّت مىكند. [٥][١]
پنجم آنكه: زمين موات مكان عبادت نباشد چون عرفات و مشعر و منى.
ششم آنكه: مكانى نباشد كه حضرت رسالت پناه ٦ آن را جهت مصلحت مسلمانان مخصوص ساخته براى چيزى چنانچه بقيع را كه از نخلستانهاى مهاجران بوده
______________________________
[١]-
اگر مراد از مالك غايب امام است حكم صحيح است والّا محتاج به تأمّل است. (دهكردى)
* مراد و مدرك در هر دو صورت محتاج به تأمّل است. (صدر)
[٢] جواز تعمير آن بدون اذن غايب محلّ تأمّل است. (نخجوانى، يزدى)
[٣] بر فرض اذن امام ٧ همان مطاع است. (دهكردى)
[٤] يعنى به ارث يا به مصالحه و نحو آن. (نخجوانى، يزدى)
[٥] محلّ تأمّل است، بلكه اظهر قول مشهور است. (نخجوانى)
* خالى از قوّت نيست، هر چند خلاف مشهور است. (دهكردى، يزدى)
[١] شهيد در دروس ٣: ٥٦ و شهيد ثانى در مسالك ١٢: ٤٢٧ به نجيب الدين ابن نما نسبت دادهاند.