جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٩١ - فصل چهارم در ذكر آنچه روزهدار را به فعل درآوردن آن مكروه است
دوم: هرفعلى كه موجب ضعف باشد، مثل مكث بسيار در حمّام، و خون گرفتن، و مانند آن.
سوم: زنان را بوسيدن، يا دست بازى كردن.
چهارم: شياف برداشتن [١].
پنجم: حُقنه[١] كردن [٢].
ششم: سقِّزْ خاييدن[٢].
) هفتم: در گوش يا بينى چيزى چكانيدن، هر گاه به حلق نرسد كه اگر به حلق رسد روزه باطل مىشود [٣].
هشتم: شكوفه و گل بو كردن، به تخصيص نرگس.
نهم: پيراهن برخود تر كردن.
دهم: سرمه كه مشك يا صبر[٣] داشته باشد در چشم كشيدن.
يازدهم: زنان را در آب مكث كردن.
______________________________
[١]
احوط ترك است. (خراسانى)
[٢] احوط حرمت است. (تويسركانى)
* حقنه كردن به چيز روان مفسد روزه است على الاقوى. (خراسانى)
* احوط بلكه اقوى مفطر بودن حقنه به مايع است. (دهكردى، صدر)
* گذشت كه حقنه به مايع مفطر است. (نخجوانى، يزدى)
[٣] على الاحوط. (خراسانى)
[١] داخل كردن دواى مايعى از راه مقعد در رودهها، براى روان كردن مدفوع بيمار.
[٢] آدامس جويدن.
[٣] گياهى است گرمسيرى، كه از آن شيرابهاى به دست ميآورند بنام« صبر زرد» كه در تداوى مصرف دارد.