مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤١٥ - بررسی و محاسب١٧٢٨ عمر بناء و اعیان از نصوص وارده در ارث زوجه
همچنان که صاحب جواهر همین خصوصیّت را فهمیده است، آنجا که گوید:
و طریق التَّقْویم أن تُقَوّم الآلات و الشّجَرُ و النّخلُ باقیةً فی الأرض إلی أن تَفنی مَجّانًا؛ لأنَّها کانت فیها کذلک بحقٍّ، و تُعطی حِصَّتُها من ذلک.
و رُبَّما احتُمل ضعیفًا أن تُقُوِّمَ باقیةً فیها بأُجرةٍ، جمعًا بین الحقّین؛ و هو مخالفٌ لظاهر النُّصوص، خصوصًا المشتملة علی إرثها ذلک البناءَ و قیمةَ البناءِ الّذی منه یعلم إرادة تقویم الآلات باقیةً علی حالها و بناءِها و هیئتِها، لا أنَّ المرادَ تقویمُها نفسِها غیرَ مبنیَّةٍ، کما عساه یُتَوهَّمُ من قوله علیهالسّلام: «قیمة الخُشُب و الجذوعِ و القَصَبِ و الطُّوبِ.[١]»[٢]
و استدلال او بر اینکه: «لإنَّها کانت فیها کذلک بِحَقٍّ»، مفید همین معنی است. چون ریشههای درخت و بنای واقع در زمین، به طور عُدوان نبوده است، تا حقّ إبقای در زمین را نداشته باشد؛ بلکه به حقّ در زمین قرار گرفته است، و این حقّ میرساند که باید درخت و بناء تا هنگامی که حیات دارند ـیعنی عمر طبیعی خود را طیّ میکنندـ باقی بوده باشند، و إلاّ صدق عنوان درخت و بناء بر آنها نیست، بلکه باید آنها را چوب و مصالح ساختمان نامید.
باری، معنای درختهای باغی را که میخرند که دارای درختهای پرتقال است بدون زمین آن، این است که: این درختها تا وقتی که ریشهاش دوام دارد، باید در این زمین بوده باشد؛ و الاّ درخت، خریداری نشده است و هیزم خریداری شده است. فلهذا در عرف مردم به این درختها ریشه میگویند. میگویند: صاحب درخت حقِّ ریشه دارد و فلان کس صد ریشه دارد یعنی صد درخت.
و همچنین نهری که جاری است و باید آبش به این درختها برسد، حقّ جریان آب نهر در زمین نهر برای صاحب درخت است، گرچه زمین نهر ملک
[١]. مجمع البحرین: «الطوب: الآجر.»
[٢]. جواهر الکلام، طبع حروفی، ج ٣٩، ص ٢١٦.