مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٦ - مختصری از تاریخچ١٧٢٨ شطرنج
ـلعنه اللهـ، فَوُضِع و نُصِب علیه مائدةٌ، فأقبَلَ هو و أصحابُه یَأکُلون و یَشرَبون الفُقّاعَ. فلمّا فرَغوا، أمَرَ بالرَّأسِ؛ فوُضع فی طَستٍ تحتَ سریره، و بُسط علیه رقعةُ الشِّطرَنجِ، و جلَس یزیدُ ـلعنهاللهـ یَلعب بالشِّطرَنجِ، و یَذکُر الحسینَ و أباه و جدَّه صلواتُ الله علیهم، و یَستهزِئُ بذکرِهم. فمتی قمَر[١] صاحِبَه، تناوَل الفُقّاعَ، فشرِبه ثلاثَ مَرّاتٍ، ثمّ صَبَّ فضلته ممّا[٢] یَلِی الطَّستَ من الأرض.
فمن کان من شیعتنا، فَلْیَتوَرَّع عن شُرب الفُقّاعِ و اللَّعبِ بالشِّطرنجِ. و مَن نظَرَ إلی الفُقّاعِ أو إلی الشِّطرنجِ، فَلْیَذکُر الحسینَ علیهالسّلام، وَ لْیلعَنْ یزیدَ و آلَزیادٍ، یَمحُو اللهُ عزَّوجلَّ بذلک ذنوبَه و لو کانت کعددِ النّجومِ.“» (عیون أخبار الرّضا، مجلّد٢، صفحة ٢٢)[٣]
[مختصری از تاریخچۀ شطرنج]
در کتاب راحة الصُّدور و آیة السُّرور در تاریخ آل سلجوق، تألیف محمّد بن علیّ بن سلیمان راوندی (متوفّی در ٥٩٩ هجری) که خود سنّی مذهب است، در صفحۀ ٤٠٥ الی ٤١٦ شرحی برای سلطان وقت، خوارزمشاه کیخسرو ابنقلج ارسلان، در تعریف شطرنج و کیفیّت بازی آن و اصل آن که از هند بوده و حکمای آنجا آن را اختراع نمودند و برای انوشیروان فرستادند، و بوذرجمهر یک باب بر آن بیفزود. انوشیروان آن را برای قیصر روم فرستاد، حکمای روم نیز دو باب بر آن اضافه کردند و مجموعاً چهار باب شد. صاحب کتاب که خود سنّی مذهب است، قائل به جواز است و از بعضی از عامّه نقل حرمت نموده و از بعضی نقل کراهت.
[١]. أقرب الموارد: «قامَره فقمَره: أی راهنَه و لاعبَه فی القمار فغَلَبه.»
[٢]. خ ل: علی ما.
[٣]. جنگ ١٦، ص ٢٦٩.