مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٠ - راجع به ولایت از قِبَل حاکم جائر
یقطین میکنند و او را به عنوان نمونه و سمبل یادآور شده و لذا با تشبیه و تطبیق آن شخصیت بزرگ و مورد امضای حضرت ابیالحسن موسیبن جعفر علیهماالسّلام به خود و تشبیه اعمال و رفتار او را به اعمال و رفتار خود، میخواهند جازنند و خود را شخص مصلح و مروّج و قیّم و مراقب ضعفای شیعه و ایتام آل محمّد علیهمالسّلام قلمداد کنند.
و چه بسا خود را به محمّدبن اسماعیلبن بزیع تشبیه کرده، و روایتی که مرحوم شیخ انصاری (ره) در مکاسب محرّمه، در باب حرمت ولایت از قبل جائر، صفحه ٥٦ ذکر کرده است، سر و دست و پا شکسته میخوانند و میخواهند بگویند: ما مانند محمّدبن اسماعیلبن بزیع هستیم.
اصل این روایت چنین است:
«فعن رجال الکشّی، فی ترجمة محمّدبن اسماعیلبن بزیع، عن أبیالحسن علیهالسّلام قال: ”إنّ لِلّه فی أبواب الظّلمة مَن نوَّر اللهُ به البرهانَ، و مکّن له فی البلاد، فیَدفعُ بهم عن أولیائه، و یُصلِح [اللهُ] بهم أُمورَ المسلمین؛ لأنّهم ملجأُ المؤمنین من الضّرر، و إلیهم مرجعُ ذَوی الحاجة من شیعتنا. بهم یُؤمِن اللهُ رَوعةَ المؤمنین فی دار الظّلم. أُولئک المؤمنون حقًّا، أُولئک مَنارُ[١] الله فی أرضه، أُولئک نورُ الله فی رعیّتهم [یوم القیامة]، و یزهَرُ نورُهم لأهل السّماوات کما یزهَرُ نورُ الکواکب لأهل الأرض. أُولئک من نورِهم یومَ القیامة تُضیءُ القیامةُ. خُلِقوا واللهِ للجنّة، و خُلق الجّنةُ لهم؛ [فهنیئًا لهم] ما علی أحدِکم أن لو شاء لنال هذا کلَّه.“
قلتُ: بماذا جُعلتُ فِداک؟ قال: ”یکون معهم، فیسُرُّنا بإدخال السّرور علی شیعتنا؛ فکن معهم یا محمّد.“»[٢]
[١]. خ ل: أُمناء.
[٢]. المکاسب، ج ٢، ص ٧٦، با قدری اختلاف.