مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٩ - عمّ رضاعی ما مرحوم آقا سیّد مهدی فقاهتی سبزواری
هستند، عموی رضاعی و اسم ایشان آقای سیّد مهدی سبزواری است و از علمای سبزوار هستند.» و نیز گاهگاهی بعد از آن ذکر ایشان به میان میآمد.
و این گذشت تا در سنۀ یک هزار و چهارصد هجریّه قمریّه که این حقیر برای اقامت به مشهد مقدّس حضرت امام رضا علیهالسّلام مشرّف شدم، یکی از ائمّه جماعت رواق مطهّر به نام آقای حاج سیّد ابوالفضل فقاهتی سبزواری میگفتند: «ما پسرعموی رضاعی شما هستیم؛ چون مرحوم پدر من که به نام آقا میرزا مهدی فقاهتی بودند و از علمای سبزوار بودند و دارای خطّ شیوایی بودند و در دوّم شهر ذوالقعده الحرام یک هزار و سیصد و شصت و دو هجریّه قمریّه در سبزوار وفات کردهاند، برادر رضاعیِ پدر شما بودند که تولّدشان در سامرّا بوده. و ایشان با برادر دیگرشان، مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ـکه از علمای مشهد مقدّس بوده و در زیر گنبد مسجد گوهرشاد سالیانی مدید اقامه جماعت و بحث و تدریس و موعظه داشتند، و در شب شنبه ٢٤ شوال یکهزار و سیصد و هشتاد و شش فوت کرده و جنازۀ ایشان را در باغ رضوان به طور امانت گذاردند و سپس به واسطۀ خرابی باغ رضوان به سبزوار حمل کردندـ هر دو، دو فرزند ذکور مرحوم آقا سیّد میرزا موسی سبزواری بودند که ایشان نیز از علمای بزرگ سبزوار بودند و از شاگردان مرحوم مجدّد آیة الله حاج میرزا محمّد حسن شیرازی ـاعلی الله مقامه الشریفـ و خداوند دو پسر و یک دختر را در سامرّا به ایشان عطا فرموده است: پدرم مرحوم آقا سیّد مهدی فقاهتی و عمویم مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری است.»
البته آقای سیّد ابوالفضل فقاهتی نمیدانستند که این رضاع به چه نحوه صورت گرفته است، آیا مرحوم آقا سیّد مهدی فقاهتی در سامرّا شیر مرحوم پدر ما را خوردهاند؟ و یا بالعکس مرحوم پدر ما شیر ایشان را خورده است؟ و یا اینکه چه بسا احیاناً ممکن است هر دو شیر یکدیگر را خورده باشند و رضاع از هر دو طرف صورت تحقّق پذیرفته باشد؟