مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٢ - اجتهاد باطل عمر در تحریم متعه نساء
قال: قلت: و أعتَقتَ الأَمَةَ إن وضعت ذا بطنها بغیر عِتاقةِ سیّدها.
قال:ألحقتُ حرمةً بحرمة، و ما أردتُ إلّا الخیر، و أستَغفرُ الله.
قلت: و تشکو منک نَهرَ الرعیّة و عُنفَ السیاق.
قال: فشرع الدّرة ثم ّمسحها حتّی أتی علی آخرها، ثمّ قال: أنا زمیلُ محمّد (و کان زاملَه فی غزوة قُرقُرة الکُدر) فوالله إنی لأُرتِع فأُشبِع، و أُسقِی فأُروی، و أنهَزُ اللَّفوتَ، و أزجُر العَروض، و أذُبُّ قدری، و أسوق خَطوی، و أضُمُّ العَنود، و أُلْحِق القَطوفَ، و أُکثر الزّجرَ، و أُقِلّ الضرب، و أشهَرُ العصا، و أدفَعُ بالید، لولا ذلک لأعذرت.
قال: فبلغ ذلک معاویة، فقال: کان و الله عالمًا برعِیَّتِهم.“»[١]
اللغة: قوب به معنی فرْخ است، و قائبه به معنی ذا قوب است، و چون مسقوب به معنی بیضهای است که جوجه از آن بیرون آمده باشد، بنابراین قائبۀ قوب به معنی پوست تخممرغی است که جوجۀ آن خارج شده باشد؛ و معنی چنین میشود که: اگر عمره بجا آورند و تمتّع کنند، چون دیگر به میقات برنمیگردند که حجّ را از آنجا احرام ببندند، بنابر اینکه حجّ آنها ناقص میشود و عمرهای که بجا آورند، به منزلۀ پوست تخممرغی که جوجۀ آن بیرون آمده باشد در آن سال خواهد بود، و در آن سال نتیجه همان عمره بوده است.
نَهَرَه: زَجَرَه.
عَنُفَ بالرجل: لم یرفق به و عامله بشدّةٍ، فَهو عنیفٌ.
ساق، سَوقًا الماشیةَ: حثّها علی السیر من خلفٍ. عکس قادها فهو سائقٌ.
[١]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٤، ص ٢٩٨؛ الغدیر، ج ٦، ص ٣٠٠؛ به نقل از تاریخ الکبیر، الطبری، ج ٤، ص ٢٢٥.