مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٢ - رسالهای در عدم جواز فَتک و ترور
طاووس مطالبی را ذکر میکند؛ تا آنجا که نقل میکند:
«چون شریک بن الأعور با مسلمبن عقیل مواعده کردند که چون ابن زیاد به دیدن شریک آید حضرت مسلم غیلةً او را بکشد، مسلم انجام نداد و چون ابن زیاد رفت شریک از حضرت مسلم سؤال کرد: چرا نکشتی؟! حضرت در جواب فرمود:
بأنّ ذلک فَتکٌ و أنّ النبیَّ قال: ”الإیمانُ قَیَّد الفَتکَ“.[١]»
و در شرح نهج البلاغه، ابن أبیالحدید، ٢٠ جلدی، جلد اوّل، صفحه ٢١٩ گوید که:
«چون رسول خدا رحلت فرمود و علی علیهالسّلام به غسل و دفن او مشغول شد و مردم با ابوبکر بیعت کردند، جماعتی از مهاجرین با زبیر و ابوسفیان به نزد علی علیهالسّلام و عباس آمدند و آنها را تحریک به قیام و نهضت نمودند؛ فقال العبّاس رضی الله عنه: ”قد سمِعنا قولَکم؛ فلا لقِلّةٍ نَستعین بکم و لا لظِنّةٍ نترُک آراءَکم، فأمهِلونا نراجعِ الفِکر. فإن یکن لنا من الإثم مَخرَجٌ یَصِرَّ[٢] بنا و بهم الحقُّ صَرِیرَ الجُدجُد، و نبسُطْ إلی المجد أکُفًّا، لا نَقبِضُها أو نبلُغَ المَدی؛ و إن تکن الأُخری، فلا لِقلّةٍ فی العدد و لا لوَهَنٍ فی الأید. والله لولا أنّ الإسلام قَیَّد الفتک، لَتدَکدَکتُ جَنادِلَ صَخرٍ یُسمَعُ اصطِکاکُها من المحلّ العلیّ [الأعلی].“
فحَلَّ علیٌّ علیهالسّلام حَبوَته، و قال: ”الصَّبر حلمٌ، و التقوی دینٌ، و الحجّة محمّدٌ، و الطریق الصراط. أیّها الناس! شُقُّوا أمواجَ الفتن بسُفن النجاة.“ـالخطبة (خطبۀ پنجم از نهج البلاغة) ثمّ نهَض فدخل إلی منزله، و افترق القوم.»
و در سفینة البحار، جلد ٢، صفحه ٣٤٤، در مادّۀ فَتَکَ گوید:
«الصادقیّ أنّ الإسلام قیّد الفتک. قال الجزریّ فیه: الإیمان قیّد الفتک، أی:
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٩٧، با قدری اختلاف.
[٢]. لسان العرب: «أی یُصَوِّت.»