مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٩ - راجع به نکاح أقارب و «الناکحُ فی قومه کالمُعشِبِ فی داره»
الطبرانی از طلحه؛ و عبدالرّئوف مناوی در کنوز الحقائق فی حدیث خیر الخلائق که در هامش الجامع الصغیر مطبوع است در صفحه ١٣٣؛ و ابوالقاسم پاینده در نهجالفصاحة، صفحه ٦٣٥، از طبع بیست و یکم؛ و علاء الدین اعلمی در وهجالفصاحة، طبع بیروت، صفحه ٦٠٧، از حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله روایت کردهاند که فرمود: «النّاکِحُ فی قومِه کالمُعشِبِ فی داره.»[١]
(أعشب القوم: أصابوا العشب. یُقال: أعشبتَ فانزِلْ. أعشَبَ و عَشَّبَ المکان: أنبَتَ العُشبَ.)
٢. شهید ثانی ـرضوان الله علیهـ در کتاب مسالک، کتاب نکاح، به قدر یک ورق از صفحه رحلی از اوّل آن گذشته، چون در مقام اقسام خمسۀ نکاح (وجوب، استحباب، محرم، مکروه، مباح) برمیآید، میفرماید:
«و المستحبّ کنکاح القریبة علی قولٍ للجمع بین الصلة و فضیلةِ النکاح؛ و اختاره الشهید فی قواعده. و البعیدة علی آخَرَ لقوله صلّی الله علیه و آله: ”لاتَنکِحوا القِرابةَ القَریبة؛ فإنّ الولد یَخرُجُ ضاویًا“ أی: نَحیفًا.
و اختاره العلامة فی التذکرة. قالوا: و السرُّ فیه نقصانُ الشهوة بسبب القرابة.»[٢]
دکتر سیّد رضا پاکنژاد در جلد ٢١، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، در صفحه ١٦٧ بدین حدیث از رسول خدا به نقل مالک استناد جسته است.
ابن اثیر در نهایة، جلد ٣، صفحه ١٠٦، در ماده «ضَوَیَ» ذکر نموده است:
«و فیه: ”اِغتَرِبوا لاتُضوُوا“ أی: تزوَّجوا الغرائبَ دونَ القرائب؛ فإنّ ولدَ الغریبة أنجبُ و أقوی من ولد القریبة. و قد أضوَت المراةُ إذا ولدت ولدًا ضعیفًا. فمعنی لا تُضووا: لا تأتوا بأولادٍ ضاوین، أی: ضعفاء، أی: نحفاء؛ الواحد: ضاوٍ. و
[١]. نهج الفصاحة، ص ٧٨٩.
[٢]. مسالک الأفهام، ج ٧، ص ١٥.