مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٩ - نسبت قذف به ماريّ١٧٢٨ قبطيّه، و عکسالعمل أميرالمؤمنين عليهالسّلام
و این قضیه را حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در احتجاجشان با ابوبکر جزء ٢٣ خصلت [خویش]، شاهدی برای فضیلت خود میشمرند. داستان ماریّه و مابور را در مناقب، ابن شهر آشوب، طبع حروفی، جلد ٢، صفحه ٢٢٥، آورده و ما در جُنگ ١٨، صفحه ٩١ آوردهایم.
امر رسول خدا به کشتن مابور، فتک نبوده است. و اشکال آن، امر به کشتن شخص بریء و بیگناه بوده است، که بدین طریق علم غیب آن حضرت به برائت وی معلوم و با مصلحت انکشاف داستان برای همۀ عالم بوده است[١].[٢]
[نسبت قذف به ماريّۀ قبطيّه، و عکسالعمل أميرالمؤمنين عليهالسّلام]
در مناقب، طبع حروفی، ج ٢، ص ٢٢٥ گوید:
«روی التّاریخی فی تاریخه و الإصفهانی فی حِلیته عن محمّد بن الحنفیّة:
”أنّ الذّی قَذِفَت به ماریّةُ، و هو خِصِیٌّ، اسمُه «مابور». و کان المقوقس أهداه مع الجاریتین إلی النّبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم. فبعث النّبیّ علیًّا علیهالسّلام و أمره بقتله؛ فلمّا رأی علیًّا و ما یرید به، تَکَشَّفَ[٣] حَتَّی بَیَنَّ لِعَلِیٍّ أنَّه أجَبُّ لاشیءَ معه ممّا یکون مع الرّجال، فَکَفَّ عنه.“[٤]
حِلیَة الأولیاء: محمّد بن إسحاق بإسناده فی خبرٍ: أنّه کان ابنُ عمٍ لها یزوُرها، فأنْفَذَ
[١]. قابل ذکر است که إنشاءالله به زودی رسالهای مستقل تحت عنوان «ارتداد در اسلام» توسط معلِّق محترم، حضرت آیة الله حاج سیّد محمدمحسن حسینی طهرانی به رشته تحریر درخواهد آمد که به طور کافی به حدود و ثغور ارتداد و عدم جواز ترور و فتک خواهند پرداخت. (محقّق)
[٢]. جنگ ٧، ص ٤٨ ـ ٥٤.
[٣]. أي: ظهر.
[٤]. تاریخ الکبیر، طبری، ج ٢، ص ٤٢٠.