مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٧ - برخی از ادلّ١٧٢٨ منکرین جواز حقّالتألیف
رسالهای دربارۀ جواز حقّالتّألیف و حقّالصّناعة و الحِرَف
بعضی از مجتهدین عصر امروز حقّالتألیف را مشروع میدانند، و برخی دیگر مشروع نمیدانند؛ مثلاً کسی که کتابی را تألیف کرده است، آیا حق دارد طبع آن را در دورانهای مختلف و مراتب متفاوت اختصاص به خود دهد، و یا اینکه چنین حقّی را ندارد، و به مجرّد طبع اوّل و در دسترس عموم قرارگرفتن، هرکس میتواند از روی نسخهای که برای خود خریده است، طبع کند و به بازار عرضه کند؟ و یا اینکه کسی که چیزی را اختراع کرده است، و مثلاً چراغی و یا ماشینی را ساخته است و یا تابلوای را نقّاشی کرده است، دیگران میتوانند مثل آن را بسازند و برای خود و دیگران مورد استفاده قرار دهند؟ و یا مانند آن تابلو بکشند و نقّاشی کنند؟ و یا از روی آن عکس برداری کنند و به مقدار بسیاری تهیّه نموده و به بازار عرضه بدارند؟ و یا آنکه نمیتوانند؟
[برخی از ادلّۀ منکرین جواز حقّالتألیف]
کسانی که میگویند این حق مشروع نیست و اختصاص به صاحب کتاب و صنعت ندارد، میتوانند به دلایلی متوسّل شوند.
· مثل آنکه بگویند: این حق گرچه امروزه در بین مردم دارج و رایج است، ولی این مستلزم ثبوت حق در شرع انور نمیباشد. و تا ما نتوانیم اثبات حقّ شرعی کنیم، نمیتوانیم آن را اختصاص به مؤلّف کتاب بدهیم.
و حقّ شرعی آن است که در زمان شارع که عبارت است از رسول الله و خلفای به حقّ آن حضرت ـچون أئمّۀ طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین میباشندـ ثابت شده باشد. و حقّ امروز، در میان عُرف مردم و طبقات و اصناف، به هیچوجه کاشف از ثبوت حق در نزد شارع نیست؛ زیرا چه بسا ممکن است این حق در زمان شارع در میان مردم عُرف معروف نبوده است و یا معروف و متداول