مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٨٩ - بحثی پیرامون اجماع
ای طالب حق! چشم بصیرت گشا، به این هذیانها نظر نما که به چه خرافات و هذیانها بنای مذهب خودشان را گذاشتهاند، به مقام تشنیع و تعییر طائفۀ ناجیۀ محقّه آمدهاند!
اوّلِ آنها بر سر منبر، علی رءوس الأشهاد اعتراف به قصور خود نموده، و زبان به: «أقیلونی؛ فلَستُ بخَیرِکُم و عَلیٌّ فیکُم!»گشوده؛
و ثانی ایشان در ملأ عام و محفل ناس در جواب زنی اقرار به جهل خود به آیات قرآنیّه و سنّت نبویّه نموده، و: «کُلُّ النّاسِ أفقَهُ مِنّی حتّی المُخَدَّراتِ» را عذر ناموجّه خود ساخته؛
و ثالث آنها کلام الله المجید را با آب بالای آتش پخته؛
و تابعین او که در حقیقت اولاد ابلیس پر تلبیس هستند، در رفع قبح این فعل شنیع و عمل قبیح، کلام نفسی غیر معقول را اختراع نمودند و به این جهل و قصور، إغوای عامّۀ کالهَمَج الرّعاء را نموده، و مشکاة هدایت و مقباس ولایت و کلام الله ناطق را در زاویۀ خمول و سکونت، چندین سالها ساکت و خاموش کرده، رایت ضلالت برافراشته و آتش حسرت بر قلوب مؤمنین برافروخته.
|
حکایتی کنمت بشنو و شناسا شو |
||
|
که این حدیث ز پیر شریعتم یاد است |
||
|
مجو طهارت مولد ز دشمنان علی |
||
|
که حمل مادر این قوم از دو داماد است |
||
|
یکی پدر، دگر ابلیس کرده است دخول |
||
|
ز اختلاط دو آب، این عدوی حق زاد است |
||
جایی که اصول عقائد برین مبانی فاسده مترتّب شود، فروع عملیّه را چه رسد؟! و اگر مالک، وَطی غلام را مباح داند و حنبلی خوردن بَنگ، هیچ جای استبعاد نخواهد بود؛ چه خوش گفته شاعر شیعی ظریف، این رباعی طریف را: