مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٩ - تأکید رسول خدا در مهرالسنّة قرار دادن مهریّ١٧٢٨ زنان اُمّت (ت)
[١]* اموری ثمین و گرانسنگ دسترسی پیدا کنند، مثلاً میتوانستند با آن مهریه خانهای بخرند و هکذا.
این سخن نیز نادرست است؛ زیرا اشیائی که توسّط این مهریه خریداری شده است تماماً در کتب تاریخ آمده است و همانطور که گفته شد جهیزیّۀ خریداری شده در حدّاقل از ممکن بوده است. ثانیاً مگر یک زره چقدر قیمت دارد؟ آیا میتوان با قیمت یک زره خانهای خرید؟
بنابراین مهرالسنّه مهری است که از جانب رسول خدا برای تمامی ازدواجها تا روز قیامت سنّت و روش گردیده است و همۀ مؤمنین و مؤمنات باید از آن پیروی نمایند و عقد دختران خویش را بر آن اساس مقرّر نمایند. گرچه در تعیین میزان مهر، اختیار با طرفین است و به هر میزان که مهر متعیّن گردید از جانب مرد لازمالإجراء و الوفاء خواهد بود.
پارهای نیز در توجیه این مهریه میگویند: علی علیهالسّلام جز این زره چیز دیگری نداشت و الاّ هرچه در تملّک خود داشت آن را مهریۀ حضرت زهراء علیهاالسّلام قرار میداد.
این توجیه نیز مانند دو مطلب گذشته ناموجّه است؛ و اینان نمیدانند که بدین توجیه بزرگترین توهین و تحقیر را نسبت به ساحت مقدّس حضرت زهراء علیهاالسّلام رواداشتهاند و شخصیّت ملکوتی آن حضرت را به درهم و دینار و تملّکات دنیوی فروخته و معاوضه نمودهاند! آیا مفاد و مقصود از این سخن جز این است که ارزش و قیمت و بهای چنین شخصیّتی را در مقام تقویم و تعیین مهر، همانند سایر افراد و سایر موارد به باغ و زمین و املاک و خانه و زراعت بفروشند و معاوضه نمایند؟! زهی سفاهت و جهالت!
مضافاً به اینکه رسول خدا فرمود: «این مهر برای سایر افراد امّت من سنّت شده است» و این سخن با فرض مذکور در تناقض و تعارض آشکار میباشد.
بنابراین به طور قطع و مسلّم مهرالسنّه همان پانصد درهم است که رسول خدا به واسطۀ فروش زره امیر مؤمنان آن را صداق بضعۀ خود، شفیعۀ روز جزاء، صدّیقۀ کبری سلام الله علیها قرار داد و همان مهر را ـ نه کم و نه زیاد ـ برای سایر زنان امّت خود تا روز قیامت توصیه فرموده است.
ممکن است این شبهه مطرح شود که: گرچه پیروی از سنّت سنیّۀ رسول خدا امری است ممدوح و مرضیّ پروردگار، ولی چه بسا شوهرانی که ممکن است از این سنّت سوء استفاده کنند و به واسطۀ قلّت مهر نسبت به همسر خود راه ظلم و ستم بپیمایند و بر او سختگیری کنند و در حقّ او اجحاف روا دارند، و یا اینکه به کمترین بهانه و عذر واهی او را طلاق داده و از خانه و کاشانه بیرون کنند؛ و در این صورت مثل معروف: خواست ابرویش را اصلاح کند چشم او را کور نمود، نمودار میشود.
در پاسخ این مشکل باید عرض کنیم: اجحاف و ظلم و ضرر به هر جهت و در هر صورت در اسلام مردود و مطرود و مستوجب آثار حقوقی و حتّی تنبیهی میباشد. در نظام اسلام راستین، *