مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٩ - بحثی پیرامون شهادت به امارت و ولایت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در اذان و اقامه (ت)
[١]* علی بن أبیطالب را بدین نحو: علی أمیرالمؤمنین، نیز ادا نمایید.“
و نیز در بعضی از منقولات آمده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در شب معراج وقتی به تماشای بهشت پرداختند دیدند که شهادت بر امارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در کنار شهادت به وحدانیّت پروردگار و رسالت آن جناب قرار گرفته است. (الفضائل، ابن شاذان القمی، ص ١٥٢.)
ولی نکتهای که باید بدان توجّه داشت این است که قطعاً اقرار به امارت امیر مؤمنان در زمان رسول خدا نه تنها نبوده است بلکه حتّی اگر پیامبر اکرم به اداء آن امر میفرمودند مورد اعتراض و انتقاد اطرافیان خویش و منافقان قرار میگرفتند؛ چنانچه در مسألۀ اعلان خلافت و وصایت نیز با اینکه بارها توجّه و التفات جبرائیل امین را مشاهده کرده بودند، معهذا به جهت خوف از دسیسه و حیلۀ منافقین تا روز غدیر خم مطلبی به صراحت اداء نفرمودند.
امّا از منظر دیگر که به این مسأله بنگریم، شبهاتی جدّی در ورود آن به اذان و اقامه مطرح است:
اوّل اینکه: گرچه پیامبر به واسطۀ محاذیری نتوانستند جزئیّت و ورود آن را در اذان و اقامه اعلان نمایند، ولی در طول حیات حضرات معصومین علیهم السّلام که این محذور وجود نداشته است. آخر چطور ممکن است یک همچو مسألۀ مهمّی از دیدگاه ائمۀ معصومین علیهم السّلام ـ نعوذ بالله ـ مخفی مانده باشد و اصلاً و ابداً راجع به آن حتّی اشارهای نیز ننموده باشند؟!!
ممکن است برای رفع این شبهه چنین پاسخ دهیم که: ائمّۀ معصومین علیهمالسّلام به جهت رعایت حال و اوضاع زمانه و اعتراض حکّام بنیامیّه و بنیمروان و بنیعبّاس نتوانستند به طور علن این موضوع را اعلام نمایند و آنها بگویند: جایی که رسول خدا در اذان و اقامه اقرار به امارت و ولایت علی بن أبیطالب ننموده است، چگونه شما موجب بدعت شدهاید و با وارد کردن این فقره حکمی را که از جانب رسول خدا نیامده است شما اجراء میکنید؟!
نظیر اعتراضی که شیعه بر خلیفۀ دوّم راجع به حذف: حیّ علی خیر العمل و جایگزینی آن با: الصّلاة خیر من النّوم دارد.
ولی این پاسخ قانعکننده نخواهد بود؛ زیرا گرچه اعلام این مسأله موجب بروز اعتراض و انتقاد از جانب حکّام و خلفاء ظلم و جور بوده است، امّا طرح آن برای خواصّ اصحاب و شیعیان مخلص و معتمد ائمّه علیهم السّلام هیچ ایراد و منعی نداشته است و آنها میتوانستند برای افراد معتمد و موثّق نقل کنند و همینطور... .
و ثانیاً: اگر فرض را بر این بگذاریم که حضرات معصومین علیهم السّلام حتّی به طور خفاء نیز *