مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٠
[شبهات مطرح شده پیرامون مهرالسنّة و پاسخ آن(ت)]
[٢][تبدیل مهرالسنّة به مهرالمثل در صورت تعدّی زوج (ت)]
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و صلّی الله علی سیّدنا محمّدٍ و آله الطیّبین الطّاهرین
١. موکّل زن: به زنیّت دائمی و زوجیّت همیشگی دادم موکّلۀ خود، مخدّره مکرّمه، دوشیزه خانم ....... صبیّۀ مرضیّۀ آقای ....... به جناب موکّل جنابعالی، آقای ....... فرزند برومند آقای ....... به صداق معلوم و مهر معیّن: یک جلد کلام الله مجید که عین آن کارگذاری شده است و الباقی مهرالسنّة که بعداً به مخدّره موکّلۀ من کارسازی خواهد نمود.
موکّل مرد: قبول زنیّت دوشیزه ....... نمودم برای موکّل خود، جناب آقای ....... به مهر مذکور.
٢. موکّل زن: زن قرار دادم دوشیزه ....... را برای آقای ....... به این مهر.
موکّل مرد: قبول زنیّت دوشیزه ....... نمودم برای آقای ....... به این مهر.
٣. موکّل زن: ایجاد علقۀ زوجیّت نمودم فی ما بین مخدّرۀ مجلّله ....... و آقای ....... به این صداق.
[١]* ضرر و اجحاف وجود ندارد و طرفین ـ چه مرد و چه زن ـ موظّف به رعایت و انجام وظائف محوّله از ناحیه شرع میباشند. بنابراین اگر ظلم و تعدّی از ناحیۀ مرد صورت گرفته باشد و او بخواهد بدون جهت شرعی و عقلائی عیال خود را طلاق بدهد، موظّف به پرداخت مهرالمثل خواهد بود نه مهرالسنّه؛ و اگر اجحاف و تمرّد و سرکشی از جانب زن باشد، مرد در این صورت تقصیری نخواهد داشت و نه تنها مهری به زن تعلّق نمیگیرد حتّی مهرالسنّه، بلکه زن موظّف است خسارتهایی را که به واسطۀ مراسم ازدواج بر مرد تحمیل شده است تدارک نماید.
بدین لحاظ دیگر نیازی نیست که به جهت رفع این محظور در صورت تعدّی و اجحاف مرد در زندگی، پیشاپیش شرط طلاق به زن داده شود و مرد او را وکیل در طلاق گرداند.
إنشاءالله به زودی با توفیق الهی رسالهای در مهرالسنّة و طلاق از این حقیر به رشتۀ تحریر و نشر درخواهد آمد؛ بحوله و قوّته. (معلّق)
[٢]