مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٠ - استدلال محقّق قمی در عدم حکم به حرمت ابدی در مسأل١٧٢٨ مذکور
المعتدَّة بالطَّلاق و إسرائِها إلی صورة العقد علی ذات البعل ـلمنع القیاس و عدم نهوض الملاکـ؛ بل لمکان هذه الرّوایات الکثیرة و الجمع بینها علی ما ذهبنا إلیه.
و أمّا فی غیر هذه الصُّورة ـکصورة الزِّنا بذات العدّة البائنة؛ و صورةِ عدَّة الوفاة؛ و صورةِ الأمةِ الموطوءةِ بالملک؛ و صورةِ ذاتِ البعل الموطوءةِ بشبهةٍ؛ و صورة وطی ذات البَعل المطلّقة الَّتی انقضت عدّتها فتزوّجت بزوجٍ آخر، ثمَّ تبیّن بطلانُ العقد لفقد شرطٍ منه، من حیضٍ أو عدم حضورِ البیّنة أو غیرهماـ فلا دلیل لنا علی تأبید الحرمة.
و علی فرض الشَّک، فمقتضی الأصل السالم عن المعارض، الحلیّة؛ لأنّ عموم قوله تعالی: (وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ)،[١] هو الحلیّة و عدم التأبید، بناءً علی ما هو المسلّم من الرُّجوع إلی العامّ عند الشَّک فی التخصیص أو سعةِ مفهوم المخصِّص.
و غیرُ خفیّ أنَّ دخول الزَّوج العاقد لزوجته عند جهله ببطلان الطلاق السابق، هو وطیٌ بالشبهة؛ بل أظهر مصادیقه.
و کثیرًا ما یبتلی الناس بمثل هذه الصُّورة، و هی: انکشاف بطلان الطَّلاق، لفقد شرطٍ من شرائطه بعد الزمن الطویل و بثِّ الأولاد؛ فالحکم علی الحرمة یوجب العسرَ و الحرجَ و تشتیتَ المجتمع العائلیّ، و مع فقدان الدلیل، جرأةٌ علی الله تعالی.
[استدلال محقّق قمی در عدم حکم به حرمت ابدی در مسألۀ مذکور]
و لعلّه لما ذکرنا، ذهب المحقّق القمّی فی جامع شتاته إلی عدم الحکم بالحرمة الأبدیّة مع مراعاة الاحتیاط المؤکّد فی الاجتناب؛ حیث قال:
سؤال: یک نفر از اهالی این ولایت که ملازم دیوان بوده، دو سال قبل از این در شیراز بوده و با زن زانیۀ آنجا عمل نامشروع کرده. و من بعد همان زانیه را به خانه برده و تکلیف توبه و انابه کرده که خود مناکحه کرده باشد. و آن زن مزبور نیز قبول کرده و از اعمال ناشایست توبه کرده. و در ایام عدّه، همان شخصی که قبل از توبه کردن با او زنا کرده بود، مِنبَعد هم اراده داشته که به
[١]. سوره النّساء (٤) آیه ٢٤.