مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٧ - مقالهای در حرمت شطرنج مطلقاً (ت)
و در صفحه ٤١٥ گوید: «و آن کس که شطرنج بازد باید که قصد شاه مات کند، و هر دست که بازد، جِدّ کند تا بهتر بازد و همۀ بازیها ببیند و به همۀ خانهها نگاه کند و منصوبها یاد گیرد. و شطرنج بازی از بهر حکیمان و خداوندان فهم و خاطرهای تیز است! جهد باید کردن تا نیکو بازد، چه هر آنک بد بازد هیچ بهانه نباشد إلاّ عجز، و آنک گوید بد باختم.
چنانک به حکایت آوردهاند که مأمون خلیفه، نرد باختی، گفتی: اگر بمانم گویم کعبتین بد آمد امّا اگر شطرنج بد بازم چه گویم جز آنک بد باختم؛ اگر چه عقل و سروری و پادشاهی و مهتری آن است که خسرو پرویز گزید، که او هرگز نرد نباختی و به شطرنج مشغول بودی. او را گفتند: چرا نرد نبازی؟ گفت: ”همه جهان باید که حاجت از من خواهند، من چون حاجت از استخوانی مردار خواهم؟!“ شطرنج به قوّت خاطر است و نمودار پادشاهی!
و ابنالرّومی خوش گوید در وصف شطرنج، شعر:
[مقالهای در حرمت شطرنج مطلقاً (ت)]
|
أرضٌ مُرَتَّعَةٌ حَمراءُ مِن أدَمٍ |
ما بین شخصین موصوفین بالکَرمِ |
|
|
تَذَکَّرَا الحَربَ فَاحْتالا لَها شبهًا |
من غیر أن یَعبَثا فیهَا بِسَفکِ دَمٍ |
|
|
هذا یُغِیرُ عَلَی هَذا و ذاک علی |
هَذا یُغِیرُ و عَینُ الحرب لم تَنَم |
|
|
فَانظُر إلی خَیلٍ جاشَتْ بِها هِمَمٌ |
من عسکرین بلا طبلٍ وَ لا عَلَمٍ»[١]و[٢] |
[١]. همان، ص ٣/٢٦٩.
[٢]. بسم الله الرّحمَن الرّحیم
آنچه دربارۀ حرمت شطرنج فرمودهاند، برخی از ادلّه و مؤیّدات آن است و باید اذعان نمود که مسألۀ حرمت شطرنج به عنوان یک حکم مشهور و بدیهی، حتّی در بین اهل سنّت نیز پیوسته رایج بوده است؛ حتّی ابوحنیفه نیز در این مورد فتوای به حرمت داده است (کسی که مخالفت و عناد او با مکتب اهلبیت و ائمّه علیهم السّلام أظهر من الشمس میباشد).
باید توجّه نمود که بعضی حرمت شطرنج را منوط به احراز اتّصاف به قمار میدانند و از آنجا که شارع مقدّس مقامره را در مطلق تصرّفات، جز در مواردی مثل تیراندازی و شمشیرزنی، و *