شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
تصوريهاى استفاده مىشود كه آن مبادى، موضوع مسأله يا مسائلى از علم را تشكيل مىدهد و يا محمول مسأله يا مسائلى را تأمين مىكند. چنين حدود و تعاريفى را بايد از مبادى تصوريه علم بحساب آورد. لكن گاهى از مفاهيمى در علم استفاده مىشود كه نه موضوع مسألهاى از مسائل علم است و نه محمولى از مسائل آن. بلكه براى توضيح مطلبى از تشبيهى يا صناعتى بهره مىگيريم ولى قوام مسأله به آن تشبيه يا صناعت نيست تا بتوان آن را جزو مبادى قلمداد كرد.
شيخ در اينجا مىخواهد بگويد كه حتّى تبيين و توضيح چنين مفاهيم عامّى كه در علوم مورد استفاده واقع مىشوند ولى نمىتوان آنها را از مبادى تصورى علوم بحساب آورد[١]، به عهده فلسفه است.
حقيقت اينست كه ما هم محمل ديگرى براى اين سخن شيخ نيافتيم.
فَهذا إِذن منفعةُ الرَّئيسِ لِلمرؤوسِ، والمخدومِ لِلخادِم، إِذنسبةُ هذا العلم إِلى العلومِ الجزئيّة نسبةُ الشَّىء الَّذى هو المقصودُ معرفتهُ فى هذا العلم إِلى الأَشياءِ المقصودِ معرفتُها فى تلك العلومِ. فكما أَنَّ ذلكَ مبدءٌ لوجودِ تِلكَ، فكذلك العلمُ به مبدءٌ لتحقِّق العلمِ بتلكَ.
«بنابراين منفعتى كه فلسفه براى علوم ديگر دارد منفعت رئيس براى مرئوس[٢] و منفعت مخدوم براى خادم است. چرا كه نسبت اين علم به علوم جزئى، نسبت چيزى است كه مقصود از اين علمْ شناخت اوست [يعنى واجب الوجود]به اشيايى كه مقصود علوم ديگرْ شناخت آنها است. پس همانطور كه آن شىء، مبدء وجود اين اشياء است، همانگونه علم به آن شىء، مبدء تحقيق و اثبات علم به اين اشياء است.»
[١] بعضى از محشين و شارحان ادعا كردهاند كه امور مشتركى كه در علوم مورد استفاده قرار مىگيرند ولى جزو مبادى تصوريه نيستند، مثالهاى زيادى دارد. [ملااولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٤ ـ خوانسارى، الحاشية، ص ١١٦ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٣٣] [٢] ملاصدرا مىفرمايد: موارد فراوانى هست كه مخدوم به خادم و رئيس به مرئوس منفعت مىرساند. اگر كسى در نفس و بدن تأمل كند مىيابد كه هر كدام از اينها از ديگرى منتفع مىشود. منفعت نفس براى بدن اين است كه به بدن حيات و حس و امورى ديگر افاضه مىكند و منفعت بدن براى نفس اين است كه با حركات و رياضاتش وسيلهاى مهيا مىشود تا نفس استعداد و آمادگى پيدا كند تا از مبدء اعلى بر او علم و طهارت افاضه شود. [تعليقات، ص ١٧]