شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٢ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
چيستند. سپس بيان مىكنيم كه چگونه همه موجودات از او به ترتيب موجود مىشوند كه آغازشان از جواهر مَلَكى عقلى است و سپس جواهر مَلَكى نفسانى، آنگاه جواهر فلكى آسمانى، بعداً عناصر و آنچه از عناصر پديد مىآيد، و در آخر انسان [پديد مىآيد] و چگونه همه اين اشياء بدو برگشت مىكنند و چگونه واجب هم مبدء فاعلى اشياء است و هم مبدء غايى آنها.»
اشاره به بحث از ترتيب موجودات معلول
عبارات شيخ وضوح لازم را دارد. از اين رو، تنها به ذكر بعضى نكات بسنده مىكنيم:
در سخنان شيخ تعبير «الموجودات عنه» زياد بكار مىرود. يعنى موجوداتى كه از واجب بوجود آمدهاند. ترتيب ممكنات در نظر شيخ همين است كه در اينجا گفته است يعنى در درجه نخست، جواهر عقليهاند كه شيخ از آنها به جواهر مَلَكى ياد مىكند. در واقع اصطلاح شرعى «ملائكه» را بر دو دسته از موجودات منطبق مىكند. يكى بر «جواهر عقليه» كه همان عقول دهگانه در نظر مشّائين مىباشند و ديگرى بر «نفوس فلكيه» يعنى نفوس فلكى را هم مصداق ديگرى از «ملائكه» مىداند. تفاوت اين دو دسته ملائكه در اين است كه عقولْ مجرد محضاند ولى نفوس فلكى مجرد محض نيستند.
در درجه دوم از خلقت، مرتبه اجرام فلكى قرار دارد، بعد از مرتبه اجرام فلكى، به عالم عناصر مىرسيم. و طبعاً عناصر بسيطْ مقدم بر مركبات مىباشند. در آخرين مرتبه هم انسان قرار دارد يعنى بعد از پيدايش ساير مركبات، انسان تحقق مىيابد.
تا بدينجا قوس نزولى بود. بعد از قوس نزول، قوس صعود آغاز مىشود كه شيخ از اين صعود با «كيف تعود اليه ...» ياد كرده است.
شيخ در آخر نكتهاى اضافه كرده و آن اينكه واجب از دو جهت براى جهانيان مبدأ است: هم مبدأ فاعلى است و هم مبدأ غايى. واجب هم فاعل الفواعل است و هم غايت الغايات. در فلسفه بايد اين دو امر اثبات شود. تا بدينجا مباحث الهيات بالمعنى الاخص تمام مىشود.[١]
[١] عموم اين مسائل در مقاله ٩ مىآيند.