شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٢
بله، اگر طرف مقابل در گفتگو شخصى باشد كه بعد از شنيدن اين مطالب تنبيهى باز هم بگويد: من ادعا دارم كه در بعضى مواردْ امكان دارد كه هر دو طرف قضيه صادق باشند. چنين شخصى موقعيت استرشاد و راهجويى خارج شده و بنابراين با او بايد به گونهاى ديگر رفتار كرد. بحث شيخ در اينجا در مورد شاكّى است كه مسترشد و در صدد شناخت حقيقت است.
در ادامه شيخ مىگويد: با همين بيانات تنبيهى، براى شاك مسترشد روشن مىشود كه همانگونه كه اجتماع دو نقيض و صدق آنها ممكن نيست، ارتفاع آنها و كذبشان هم محال است. چگونه؟
چون اگر فرضاً در موردى هر دو نقيضْ كاذب باشند مثلا چيزى نه انسان باشد و نه «لاانسان» و به تعبيرى در مورد آن چيز، هم «انسان» كاذب باشد و هم «لاانسان»، معنايش اين مىشود كه آن چيز هم «لاانسان» است و هم «لا لاانسان» و اين يعنى اجتماع دو نقيض[١]. پس ارتفاع نقيضين به اجتماع نقيضين برمىگردد. و چون محال بودن اجتماع نقيضين مورد قبول آن شاكّ متحيّر بود پس ارتفاع نقيضين را هم بايد محال بداند. (دقت شود).
بعد از آشكار شدن استحاله اجتماع دو نقيض و ارتفاع آنها براى شاكّ مسترشد، قياسهاى متقابلى را كه باعث ايجاد شبهه در ذهن او شده بود، حل مىكنيم. چون اگر نتائج حاصل از قياسهاى متقابل، دو امر نقيض يكديگر باشند، نه هر دو نتيجه مىتوانند صادق باشند و نه كاذب. پس اگر براى شخص شاكّ معلوم كرديم كه مثلا قياس اوّلى باطل است و نتيجهاش غير قابل قبول، پس قياس دومى فقط صحيح و
[١] ملاصدرا فرموده: اگر ارتفاع متقابلين و كذب آن دو، ممكن باشد اجتماع آن دو و صدقشان هم ممكن مىشود چرا كه اگر از يك چيز انسان و لاانسان مرتفع شود پس «لاانسان» و «لالاانسان» جمع مىشوند در حالى كه اين دو متقابل هستند و اجتماع آنها باطل است. [تعليقات، ص ٤١]ولى مرحوم خوانسارى معتقد است كه سلب انسان مستلزم صدق لاانسان نيست تا لازم آيد كه لاانسان و لالاانسان صادق آيند.... چگونه مسلّم گرفتهاند كه اگر انسان مرتفع شود لاانسان صادق مىآيد؟ [الحاشية، ص ٣٠٥]