شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
مطلب فلسفى سرايت كند. اصلا قوام فلسفىبودن يك مسأله به تعقلى محضبودن آن است پس ديگر نيازى به مقدمات تجربى در اثبات مسائل فلسفى نيست.
توجيه بهرهگيرى قدماء از مسائل علوم طبيعى در فلسفه
شايد كسى به عمل فلاسفه در گذشته تمسك كند و بگويد: در فلسفه قديم سخن از عقول دهگانه به عنوان يك مسأله فلسفى بميان آمده است و براى اثبات اين عقول از افلاك نهگانه ـ كه امرى طبيعى است ـ كمك مىگرفتند، اين عمل فلاسفه گذشته را چگونه بايد توجيه كرد؟
بنظر ما مسأله عقول دهگانه و ارتباط آن با افلاك نهگانه از مسائل اصلى فلسفه نيست بلكه در واقع، از مسائل فرعى و ثانوى است كه در صورت ثابت شدن يك مطلب طبيعى مطرح مىشود.
يكى از مسائل اصلى فلسفه «احتياج هر موجود ممكن به علت» است. مسأله ديگر اصيل فلسفى عبارت است از اينكه: «امور مادى نمىتوانند علت فاعلى يا علت ما منه الوجود باشند بلكه تنها مىتوانند از علل اِعدادى و معدّات باشند». در گذشته افلاك نهگانه مورد قبول دانشمندان طبيعى قرار گرفته بود. فلاسفه بر اساس چند مسأله فلسفى پيش گفته، به اين نتيجه رسيده بودند كه هريك از افلاك نهگانه مفروض بايد علت مجردى داشته باشند و عالم عناصر هم محتاج علت فاعلى مجردى است. مجموع اين مجردات عقول دهگانه را تشكيل مىدهند. پس مسأله عقول دهگانه مسأله اصيل فلسفى نيست بلكه همان مسائل پيش گفته مسائل اصيل فلسفىاند. وقتى خواستهاند اين مسائل اصيل را ـ كه اثباتشان نيازى به مقدمات طبيعى ندارد ـ بر مورد خاصى مثل افلاك نهگانه تطبيق كنند كار بدانجا كشيده كه به عقول دهگانه قائل شوند.
اين كار فلاسفه شبيه كار متعلم رياضى است كه به او تمرين رياضى مىدهند او كارى ندارد كه اصلا ميوه فروشى هم در خارج بوده يا نه، جعبههاى پرتقالى هم تحقق داشته يا نه، در هر جعبه حقيقتاً فلان مقدار پرتقال بوده يا نه. بلكه به نحو قضيه شرطيه مىگويد: «اگر ميوهفروشى فلان تعداد جعبه پرتقال و ... آنگاه سود حاصل از فروش پرتقال فلان مبلغ خواهد شد.»
در واقع عقول دهگانه، حاصل تطبيق قواعد اصلى فلسفه بر يك مسأله طبيعى است كه فيلسوف در اين تطبيق به نحو قضيه شرطيه به آن مسأله طبيعى نگريسته