شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤١
چيز نمىتواند هم انسان باشد و هم لاانسان، همچنين يك چيز نمىتواند هم أرض باشد و هم لاأرض. اگر به چنين مطلبى اقرار كرد در واقع اصل عدم تناقض مورد نظر ما را پذيرفته است.
فَهذا و أمثالُه قد يُزيحُ علّةَ المتحيّرِ المستَرشدِ فى أَنْ يعرفَ أَنَّ الإِيجابَ و السَّلبَ لايَجتمعانِ و لايَصدُقان معاً، وَ كذلكَ أَيضاً قَد تبيَّنُ لَه أَنَّهما لايرتفعانِ وَ لايكذِبانِ مَعاً، فإِنَّه إِذا كذِبا معاً فى شىء كانَ ذلكَ الشَّىءُ ليسَ بإَنسان مثلا و لَيسَ أَيضاً بلا إِنسانِ، فيكونُ قد اجتمعَ الشَّىءُ الِّذى هو اللاّإِنسانُ وَ سالبهُ الَّذى هو لا لاإِنسانُ، و قد نُبّهَ على بُطلانِه. فهذِه الأَشياءُ و ما يشبهها ممّا لايحتاج أَن نُطِوّلَ فيه، و بحلِّ الشُّبَهِ المتقابلةِ من قياسات المتحيّرِ يُمكِننا أَن نهديَه.
«اين مطالب تنبيهى و امثال آنها آفتى را كه به متحير مسترشد رسيده [و مانع شده]كه بفهمد سلب و ايجاب جمع نمىشوند و با هم [در يك مورد]صادق نمىآيند، برطرف مىكند. و همچنين براى او روشن مىشود كه سلب و ايجاب رفع هم نمىشوند و هر دو كاذب هم نمىشوند زيرا كه اگر هر دو [سلب و ايجاب] در يك مورد كاذب باشند آن شىء مثلا انسان نيست و نيز لاانسان هم نيست پس چيزى كه «لاانسان» است و سلب آن كه «لالاانسان» است جمع شدهاند در حالى كه آن متحير [قبلا] بر بطلان [اجتماع سلب و ايجاب] متنبه شده بود. اين امور و مشابه آنها نيازى ندارند كه آنها را تطويل دهيم، و با حلّ شبهههايى كه از قياسهاى متقابل [= قياسهاى اثبات كننده ادعاهاى متقابل]براى متحير پديد آمده بود مىتوانيم او را راهنمايى كنيم.»
شيخ در اينجا مىگويد: با بيان اين مطالب تنبيهى مشكل مخاطب ما كه شاك متحير مسترشد است، حل مىشود يعنى جاى شكى براى او باقى نمىماند كه دو طرف نقيض در يك مورد جمع نمىشوند و صادق نمىآيند.[١]
[١] مرحوم صدرالمتألهين در تعليقه بر الهيات چنين گويد: «اينكه سلب و ايجاب لايجتمعان فى شىء و لايصدقان معاً و همينطور لايرتفعان و لايكذبان معاً» فرق آنها به اين است كه اولى [يعنى لايجتمعان و لايرتفعان] بحسب حمل اشتقاقى است و دوّمى [يعنى لايصدقان و لايكذبان] بحسب حمل مواطاة است پس اجتماع بياض و لابياض در موضوع واحد ممتنع است و نيز صدق أبيض و لاأبيض بر ذات واحدة محال است و همينطور ارتفاع بياض و لابياض از موضوع واحد و نيز كذب أبيض و لاأبيض بر ذات واحدة مستحيل است. [نقل با تصرف از تعليقات، ص ٤١] ولى مرحوم خوانسارى ضمن نقل تعليقه مرحوم ملاصدرا معتقد است كه اگر اولى را اشاره به دو مفرد نقيض و دومى را اشاره به دو قضيه متناقض بدانيم بهتر است. [الحاشية، ص ٣٠٥]