شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
البته شيخ اين مبنا را منكر است ولى با اين حال همه، چه قائلين به جسمانية الحدوث بودن نفس و چه منكرين اين امر، معتقدند كه ادراك انسان اولا به امور طبيعى تعلق مىگيرد و در مرتبه متأخر امور ماوراء طبيعت ادراك مىشوند.
مورّخين فلسفه غرب وجوهى براى «مابعد الطبيعة» بودن فلسفه ذكر كردهاند از جمله اينكه: كسانى كه به تنظيم و ترتيب كتابهاى ارسطو پرداختهاند ابتداء مطالبى در باب طبيعت، آسمان و... را قرار داده بودند و سپس مطالب مربوط به امور عامه و امثال آنها را. در مقام نامگذارى به مطالب طبيعى نام «طبيعيات» اطلاق شد و به مسائل فلسفى «مابعد الطبيعه». وجه تسميه هم صرفاً همين ترتيب قراردادى مطالب بوده است. كمكم اسم «مابعد الطبيعة» عَلَم شد براى مسائل فلسفه.[١]
البته وجه ديگرى براى «مابعد الطبيعة» بودن فلسفه هست كه بعداً شيخ بدان مىپردازد.[٢]
وجه «ماقبل الطبيعة» بودن فلسفه
شيخ مىفرمايد: همين فلسفه كه نسبت به ادراك ما «مابعد الطبيعة» است، اگر فى نفسه لحاظ شود بايد آن را «ماقبل الطبيعة» ناميد. چون مطالبى كه در اين علم مورد بحث قرار مىگيرد يا متعلق به امورى است كه ذاتاً تقدم بر طبيعت دارند مثل مجردات كه چون نسبت به طبيعت عليت دارند و علت بر معلول خويش تقدم وجودى دارد، پس مجردات هم تقدم بر طبيعت دارند و يا اينكه در فلسفه از امورى بحث مىشود كه
[١] براى نمونه بنگريد: كاپلستون، فردريك، تاريخ فلسفه، جلد يكم ـ يونان و روم ـ ترجمه: سيد جلال الدين مجتبوى، ص ٣١٥ ـ فيلسوفان يونان و روم، ترجمه امير جلال الدين اعلم، ص ١٠٢ ـ فروغى، محمدعلى، سير حكمت در اروپا، ص ٣٥. [٢] مراجعه كنيد به ص ٢٠٥ همين نوشتار.