شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٨ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
«مىگوييم: امكان ندارد كه واجب الوجود با واجب الوجود [مفروض]ديگرى متكافئ باشد تا اينكه اين [واجب الوجود] با آن [ديگرى] معيت داشته باشد و آن [ديگرى] هم با اين [واجب الوجود] معيت داشته باشد و يكى از آن دو هم علت ديگرى نباشد بلكه هر دوى آنها در ضرورت وجودى همسنگ باشند.»
يكى ديگر از خواص و ويژگىهاى واجب الوجود آن است كه واجب الوجود نمىتواند با واجب الوجود مفروض ديگر، تكافؤ وجودى داشته باشد بخلاف ممكنات كه در بين آنها تكافؤ وجودى امكان دارد.
چون تا حال مبحث وحدت واجب الوجود مطرح نشده و اين امر اثبات نگرديده است، فرض واجب الوجود دوم اشكالى ندارد. فرضاً اگر واجب الوجودى ديگر مىداشتيم، آيا بين واجب الوجود حقيقى و واجب الوجود فرضى تكافؤ وجودى بود؟ پاسخ منفى است.
در اينجا شايسته بلكه بايسته است تعريفى براى تكافؤ وجودى ارائه كنيم تا با داشتن تصويرى صحيح از آن بتوانيم به داورى در اين مسأله بنشينيم.
تكافؤ وجودى; تعريف و خصوصيات آن
آنچه از سخنان شيخ در اينجا بدست مىآيد اين است كه تكافؤ در نظر شيخ، سه عنصر و مؤلفه دارد:
١ـ معيت; دو شىء متكافىء در وجود بايد معيت داشته باشند.
٢ـ لزومى بودن معيت; دو شىء متكافِىء در وجود بايد بر اساس علاقه لزوميه با همديگر باشند نه اينكه معيّت آنها اتفاقى باشد.
٣ـ ذاتى بودن معيّت; معيت دو شىء متكافىء در وجود بايد برخاسته از ذات آنها باشد يعنى اين معيتْ صفت ذاتىِ آنها باشد نه اينكه بالعرض به آنها نسبت داده شود.
شيخ مىفرمايد: «ليس احدهما علّة للآخر» يعنى چنان نباشد كه يكى از آن دو علت ديگرى باشد، زيرا اگر يكى علت ديگرى باشد معيّت ذاتى نخواهند داشت. چون آن مرتبه وجودى كه براى ذات علت است، معلول در آن مرتبه تحقق ندارد. پس بين علت و معلول معيت ذاتى وجود ندارد و آنها ذاتاً همتايى ندارند.
درست است كه هرگاه علت تامه تحقق داشته باشد معلول بطور ضرورى از او صادر مىشود ولى معلول، وجود عن العلة و بالعلة دارد نه وجود مع العلة (دقت شود.)