شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
٣ـ آيا هيولى متفق النوع است يا مختلف النوع؟ به عبارت ديگر: آيا يك قسم هيولى داريم يا انواعى از هيولى؟
مىدانيم حكماى سابق معتقد بودند كه هيولاى عالم عناصر يك نوع است ولى در عالم افلاك، هيولاى مخصوص به خود دارد، و هيولاى هر فلك نوع منحصر به فرد است. لذا شيخ مىگويد: يكى از مباحث پيرامون هيولى بحث از وحدت يا كثرتِ نوعىِ هيولى است.
٤ـ نسبت هيولى به صورت چيست؟
اين بحث مىتواند شاهد ديگرى بر اين باشد كه كاف در عبارت شيخ براى تشبيه نيست وگرنه معنا نداشت كه بپرسيم: نسبت جوهر با صورت چيست؟ بلكه مناسب همين سؤال است كه نسبت هيولى با صورت چيست؟ آيا يكى از آنها علت است و ديگرى معلول و يا نسبت ديگرى دارند.
وَأَنَّ الجوهرَ الصّورىَّ كيفَ هو، وهل هو أَيضاً مفارقٌ أو ليس بمفارق، وما حالُ المركّبِ، وكيفَ حالُ كلِّ واحد منهما عندَ الحدود، وكيف مُناسبةُ ما بينَ الحدودِ والمحدوداتِ.
«و [بايد بحث كنيم كه] جوهر صورى چگونه است، آن هم آيا مفارق است يا مفارق نيست، و حال مركّب [از هيولى و صورت] چگونه است و حال هريك از آن دو [= هيولى و صورت]در تعريفات چگونه است و مناسبت بين حدود و محدودها چگونه است.»[١]
اشاره به بحث از صورت
درباره صورت هم چندين بحث در فلسفه وجود دارد: ١ـ جوهر صورى [= صورت]چه موجودى است؟ ٢ـ آيا جوهر صورى امر مفارق و مجردى است يا غير مفارق يعنى مادى است؟
همين عبارت شيخ كه در آن تقابلى بين «الجوهر الصورى» و «الجوهر الذى هوكالهيولى» برقرار شده، نيز دلالت دارد كه آنجا كه «كالهيولى» گفته بود، مرادش خود هيولى است نه چيز ديگر و كاف هم براى تشبيه نيست.
[١] ملاصدرا معتقد است كه در اين قسمت، اثبات تقدم صورت بر ماده، كيفيت تلازم بين ماده و صورت و اينكه هريك از اين دو نسبت به هم عليّتى دارند بگونهاى كه دور لازم نيايد و... مطرح مىشود و همه اين مباحث در فصل ٤ مقاله ٢ آمده است [تعليقات، ص ٢٢] ولى به قول مرحوم نراقى، عمده اين مطالب و مطالب مربوط به حدّ و مناسبت حد و محدود در فصلهاى ٧ و ٨ و ٩ مقاله ٥ آمده است [نراقى، شرح الهيات، ص ١٩٦]و ظاهراً حق با مرحوم نراقى است.