شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
بدنبال بحث از كلى طبيعى، بحث جنس و نوع هم مطرح مىشود.[١]
ولإَنَّ الموجودَ لايحتاجُ فى كونِه علةً او معلولا إِلى أَن يكونَ طبيعيّاً أو تعليميّاً أو غيرَ ذلكَ فبِالحرىِّ أَن نتبعَ ذلك الكلامَ فى العللِ، وأَجناسِها، وأَحوالِها، وأَنَّها كيفَ يَنبغى أَن تكونَ الحالُ بينَها وبينَ المعلولات، وفى تعريفِ الفُرقانِ بينَ المبدإِ الفاعِلىِّ، وبينَ غيرِه. وأَن نتكلّمَ فى الفعلِ والإِنفعالِ. وفى تعريفِ الفُرقانِ بينَ الصُّورةِ والغايةِ وإِثبات كلِّ واحد منهُما وأَنَّهما فى كلِّ طبقة يذهبُ إِلى علة أُولى[٢] ونُبيّنَ الكلامَ فى المبدءِ والإِبتداءِ.[٣]
«و چون كه موجود براى علت يا معلول بودنش احتياج ندارد كه طبيعى يا تعليمى يا چيز ديگرى باشد [تا جاى بحث از آنها علم طبيعى يا رياضى... باشد] پس شايسته است كه سخن را درباره علل و اجناس آن و حالات آن در همين علمْ دنبال كنيم و [بحث كنيم] كه نسبت و رابطه بين علل و معلولات چگونه بايد باشد، و در معرفى فرق بين مبدء فاعلى و غير آن [صحبت كنيم] و شايسته است گفتگو كنيم در باب فعل و انفعال و نيز در معرفى تفاوت بين صورت و غايت و در اثبات هريك از اين دو و اينكه هريك از آنها در هر طبقهاى باشند به علت نخستين منتهى مىشوند. و كلام را در باب مبدء و ابتداء روشن كنيم.»
اشاره به بحث از علت و معلول
شيخ مىفرمايد: بحث از علت و معلول يكى ديگر از مباحث فلسفه اُولى است. دليلش اين است كه براى تقسيم موجود ـ كه موضوع فلسفه اولى است ـ به علت و معلول نيازى نيست كه موجود تخصص طبيعى يا رياضى پيدا كند يعنى نيازى نيست كه موجود، طبيعى باشد آنگاه بگوييم: موجود طبيعى يا علت است يا معلول و يا نيازى نيست موجود رياضى باشد تا اين تقسيم جا پيدا كند ـ
[١] مباحث مذكور به ضميمه بعضى مباحث ديگر مثل «فرق جنس و ماده» و «كيفيت دخول معانى خارج از جنس در طبيعت جنس» و ... همگى در فصول ٩ گانه مقاله ٥ آمده است. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٢] [٢] اين جمله «ونبين ...» بايد ضميمه همين پاراگراف باشد نه اينكه آغاز پاراگراف جديد. در واقع اين جمله متمم جملات قبلى در همين پاراگراف است. [م] [٣] در بعضى نسخ بجاى «الابتداء»، «الانتهاء» آمده است. [مثلا در شرح الهيات نراقى، ص ١٩٨]