شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٩ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
پس در جايى كه بحث از نسبتهاى مختلف عدد مىشود، ارتباط با طبيعت هم بايد وجود داشته باشد. و بنابراين، علم حساب كه از نسبتهاى عدد بحث مىكند علمى است كه نمىتواند بدون ارتباط با طبيعت باشد. لذا علم مابعد الطبيعة نيست.
تفاوت حيثيت بحث در علم حساب و هندسه با حيثيت بحث در فلسفه
با توجه به اين جواب مىتوان به پاسخ واحدى براى شبهه مابعدالطبيعه بودن علم حساب و هندسه رسيد. آن جواب كه از لابلاى سخنان شيخ هم براحتى قابل اصطياد است اين است:
هم در علم حساب و هم در علم هندسه حيثيتى در موضوعشان ملحوظ است كه باعث مىشود اين دو علم از مابعد الطبيعه بودن و متعلق به طبيعت و ماده نبودن خارج شوند. توضيح آنكه:
علم حساب و هندسه از علوم رياضى محضاند ـ بخلاف علم هيئت و موسيقى. كه در اول پاسخ به اشكال گفته آمد ـ يعنى علم حساب از عدد بحث مىكند بدون در نظرگرفتن ماده خاصى كه معروض آن باشد و همينطور علم هندسه از كميات متصل بحث مىكند بدون آنكه عارضشدن اين كميات بر ماده خاص را در نظر داشته باشد.
ولى آيا در علم حساب از عدد بطور مطلق و بدون هيچ قيد و حيثيتى بحث مىشود؟ و همينطور آيا در هندسه از مقادير بدون لحاظ حيثيتى بحث مىشود؟ جواب منفى است.
در حساب از عدد بحث مىشود از جهت قبول نسبت زياده، نقيصه و امورى مشابه اين دو. در علم هندسه هم از مقدار و كميت متصل بحث مىشود از آن حيث كه نسبتهاى گوناگون مثل تكعيب، تربيع، تنصيف و امثال اينها را مىپذيرد. اين حيثيت ـ يعنى حيثيت قبول نسبتهاى گوناگون ـ بدون تعلق به ماده و طبيعتْ امكان ندارد چراكه تغيير در عالم مفارقات راه ندارد و فقط در عالم طبيعت و جسمانيات است كه تغيير رخ مىدهد و به دنبال تغيير اشياء نسبتهاى گوناگون پديد مىآيد.
پس گرچه در علم حساب و هندسه مستقيماً ارتباطى با ماده و طبيعت ملحوظ نيست ولى حيثيت مورد نظر در موضوع آنها مستلزم ارتباط و تعلق با طبيعت و ماده است. لذا نمىتوان اين دو علم را «مابعد الطبيعة» دانست.[١]
[١] ملاصدرا هم به اين پاسخ مشترك پرداخته است. [تعليقات، صص ٢٠ـ١٩]