شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
مفاهيم عام خودبخود تصور مىشوند و اكتسابى نيستند. شيخ مىافزايد: تعريف حقيقى از مفاهيم مذكور امكان ندارد. بلكه اگر تعريفاتى از اين امور عرضه شود، تعريفات دَورى يا تعريف به امور غير أعرف خواهد بود.
ولِذلكَ مَن حاولَ أَن يقولَ[١] فيها شَيئاً وقعَ فِى الاضطرابِ، كَمَن يقولُ: إِنَّ مِن حقيقةِ الموجودِ أَن يكونَ فاعلا او مُنفَعلا; وهذا إِنْ كانَ ولابدَّ فمِن أَقسامِ الموجودِ، والموجودُ أَعرفُ من الفاعلِ والمنفعلِ، وجمهورُ النّاسِ يتصوّرونَ حقيقةَ الموجودِ وَلايعرفونَ أَلبتَّةَ أَنَّه يجبُ أَن يكونَ فاعِلا أو مُنفَعلا، وأَنا إِلى هذهِ الغايةِ لم يتّضحْ لى ذلكَ إِلاّ بقياس لاغير، فكيفَ يكونُ حالُ من يرومُ أَن يعرِّفَ الشَّىءَ الظّاهِرَ بصفة له تحتاجُ إِلى بيان حتّى يثبتَ وجودها له؟
«و بهمين خاطر است كه كسانى كه درصدد برآمدهاند تا در مورد اين امور [عامه]چيزى بگويند در اضطراب افتادهاند، مثل كسى كه مىگويد: حقيقت موجود آن است كه يا فاعل يا منفعل باشد; و اگر چارهاى از بيان اين مطلب نباشد بايد آن را به عنوان اقسام موجود بيان كرد. و خود موجود از فاعل و منفعل شناخته شدهتر است چراكه عموم مردم حقيقت موجود را تصور مىكنند ولى نمىدانند كه ضرورتاً بايد هر موجودى فاعل يا منفعل باشد، و من [خودم]تا به حال اين مطلب [كه موجود يا بايد فاعل باشد يا منفعل]برايم روشن نشده مگر از طريق قياس، چه رسد به كسى كه قصد دارد چيز ظاهرى [يعنى موجود] را بوسيله صفتى تعريف كند كه آن صفت محتاج بيانى است تا وجود آن صفت را براى آن ثابت كند.»
تعريف موجود به فاعل يا منفعل و اشكالات اين تعريف
شيخ در اينجا به تعريفى از موجود اشاره مىكند و نشان مىدهد كه اين بيان نمىتواند تعريف حقيقى براى موجود باشد. و آن تعريف اينست: «موجود يا فاعل است يا منفعل».[٢]
[١] در نسخه الهيات چاپ قاهره «يقوم» ضبط شده كه يقيناً غلط است و صحيح آن «يقول» است. [م]در نسخههاى ديگر «يقول» ضبط شده است. [الهيات چاپ تهران، ص ٢٩٢ ـ شرح الهيات نراقى، ص ٢١٧] [٢] ملاصدرا مىفرمايد: كسانى ملتزم شدهاند كه همه چيز را بايد تعريف كرد از جمله موجود را، و حال آنكه اين ادعا باطل است چراكه ضرورتاً علوم تصورى به اوّلياتى ختم مىشوند. [تعليقات، ص ٢٤]