شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
اسباب» براى فلسفه اين شد كه امورى مثل قوه و فعل، امكان و وجوب و امثال اينها مسلّماً بايد در فلسفه مورد بحث قرار گيرند. اين امور از اعراض ذاتيه اسباب بما هى اسباب نيستند. پس اسباب بما هى اسباب موضوع فلسفه نيستند. چرا كه در هر علمى از اعراض ذاتيه موضوع بحث مىشود.
و أَيضاً فإنَّ العلمَ بِالأَسبابِ المطلقةِ حاصلٌ بعدَ العلمِ بإثباتِ الأَسباب ِ للأُمورِ ذواتِ الأسبابِ. فإنّا مالم نثبتْ وجودَ الأَسبابِ للمُسبّباتِ من الأُمورِ بإثباتِ أنَّ لوجودِها تعلُّقاً بما يتقدَّ مُها فى الوجودِ، لم يلزم عندَ العقل وجودُ السّببِ المطلقِ، و أَنَّ ههُنا سبباًمّا. و أَمّا الحسُّ فلاُ يؤَدّي إِلاّ إلى المُوافاةِ. و ليس إذا توافى شيئانِ، وجَب أَن يكونَ أَحدُهما سبباً للآخر. والإقناعُ الّذى يقعُ للنّفسِ لكثرةِ مايُورده الحسُّ و التجربةُ فغيرُ متأَكِّد، على ما علمتَ، إلاّ بمعرفةِ أنَّ الأمورَ الَّتى هى موجودةٌ فى الأَكثرِ هى طبيعيّةٌ و إِختياريّةٌ، و هذا فى الحقيقة مستندٌ إلى إثبات العللِ، وَ الإِقرارِ بوجودِ العللِ والأسبابِ.
«وجه ديگر[١] [بطلان قول به موضوع بودن اسباب مطلقه براى فلسفه] اينكه: علم به اسباب مطلقه بعد از علم به اثبات اصل سبب براى امور داراى سبب مىباشد. زيرا تا وقتى وجود سبب براى امر سببدار اثبات نشده باشد [يعنى تا وقتى] از اين راه اثبات نكنيم كه وجود امور مسبّب تعلق و وابستگى دارد به چيزى كه در وجودْ مقدّم بر خود مسبّب است، از نظر عقل، وجود سبب مطلق و اينكه سببى در عالم هست ضرورت نخواهد داشت. [كسى نگويد كه تعلق وجودى مسبب بر سبب محتاج به اثبات عقلى نيست چرا كه اين امر از طريق حس هم معلوم مىشود. پاسخ اين سخن اين است كه]حسّ فقط و فقط به همزمانى دو پديده مىرسد و چنان نيست كه اگر دو پديده همزمان محقق شدند قطعاً يكى از آنها سبب ديگرى باشد.
[١] طبق نظر اكثر شارحان و محشين از جمله صدرالمتألهين، اين قسمت از كلام شيخ وجه سوّم در ردّ قول به موضوعبودن «اسباب بما هى اسباب» براى فلسفه است ولى طبق نظر بعضى از محشين و شارحان مثل ملااولياء و مرحوم نراقى اين قسمت از كلام شيخ وجه دوم ردّ بر قول مذكور است كه قول حق همين است. به پاورقى [٢]صفحه ٧١ و پاورقى [١] صفحه ٦٨ مراجعه شود.