شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٧ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
٤ـ تركيب در ذات واجب الوجود معنا ندارد.[١]
وَ إِنَّ الواجب الوجود لا يجوز أَن تكونَ الحقيقةُ الَّتى لَه مُشترَكاً فيها بوجه مِن الْوجوهِ، حَتّى يلزَم من تصحيحِنا ذلكَ أَن يكونَ واجبُ الوجود غيرَ مُضاف و لا مُتَغيّر وَ لا متكثّر و لا مُشارك فى وجودِه الَّذى يَخُصّه.
«و ممكن نيست حقيقتى كه براى واجب الوجود هست، مشترك باشد [يعنى موجود ديگرى در اين حقيقت با واجب الوجود شريك باشد]، و با اثبات صحّت مطالب گفته شده [در مورد خصوصيات واجب الوجود] لازم مىآيد كه واجب الوجود «غير مضاف» و «غير متغيّر» و «غير متكثّر» و «غير مشارك در وجود خاصش» باشد.
٥ـ حقيقت واجب الوجود نمىتواند مشترك باشد.
مراد اين است كه هيچ چيزى نمىتواند همسان با واجب الوجود باشد در آن نحوه وجودى كه اختصاص به واجب دارد و يا در صفاتى كه اختصاص به واجب دارد. در آنچه از خصوصيات واجب الوجود برشمرده شد، هيچ موجودى شريك با واجب الوجود نيست.
شيخ مىفرمايد: بعد از اثبات اين احكام و خصوصيات براى واجب الوجود بالذات، لازمه آنها اين است كه:
الف) واجب الوجود مضاف نباشد.[٢]
مضاف در اينجا به معناى مضافى نيست كه در باب اضافه ـ كه يكى از مقولات عرضى است ـ مطرح[٣] مىشود. منظور از مضاف در اينجا يعنى متعلِّق وجودى. همانطور كه در عنوان فصل آمده بود: «ولا متعلق بغيره فيه» يعنى واجب الوجود در
[١] همانگونه كه از خصوصيات ١ و ٢ هم معلوم است، در اينجا شيخ فقط فهرستوار به ذكر خصوصيات واجب الوجود اكتفاء مىكند و در ادامه فصل، ادله هر كدام را ذكر خواهد كرد. [٢] غير مضاف بودن بنابر عدم تكافؤ واجب با موجود ديگر است. [خوانسارى، الحاشية، ص ٢٣٣] [٣] مضاف نبودن واجب يا به معناى اين است كه واجب با نظر به ذاتش مضاف نيست و يا به اين معناست كه واجب از قبيل متضائف حقيقى مشهورى مثل ابوت و نبوّت نيست چرا كه متضايفان حقيقى از نظر وجودى متكافئ هستند و وقتى ابطال شد كه واجب الوجود تكافؤ وجودى با موجود ديگر داشته باشد مضاف بودن او هم ابطال مىشود. [خوانسارى، الحاشية، صص ٤ـ٢٣٣]