شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٩ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
يا اينكه مراد شيخ از «ثم» تراخى زمانى نبوده بلكه مىخواسته به مطلب فلسفى مورد قبول خودش اشاره كند و آن اينكه «تراخى در رتبه» را برساند يعنى چيزى كه در «مرتبه ذات» وجود نداشت در مرتبه ديگر يعنى «مرتبه انتساب به علت» موجود شده است، چنين امرى محتاج به علت است.
طبق اين تفسير، ديگر چنين توهّمى هم نمىشود كه حدوث زمانى ملاك احتياج به علت باشد.
٣) در عبارات شيخ آمده بود: «فقد تخصَّص بأمر جائز غيرِه» يعنى تحقيقاً ممكن الوجود تخصّص يافته بواسطه امر ممكنى غير از خودش. بايد دانست كه مراد شيخ از تخصّص همان خروج ممكن الوجود از حد استواء و خروج از حال تساوى نسبت به وجود و عدم است. تخصص الوجود يعنى خروج از استواء و موجود شدن، و تخصص العدم يعنى خروج از حدّ تساوى و معدوم شدن.
همچنين مراد شيخ از «امر جائز» = «امر ممكن» ممكن به امكان عام است يعنى چيزى كه ممتنع الوجود نيست تا شامل واجب الوجود هم بشود و گرنه اگر مرادْ ممكن خاص بود ديگر شامل واجب الوجود نمىشد.
وَ ذلكَ لأَنَّ هذا التَّخصيصَ إِمّا أَن تكفىَ فيه ماهيةُ الاْمرِ أَو لاتكفى فيه ماهيّتُه، فإِن كانتْ ماهيّتُه تكفى لأَىِّ الأمرين كان حتّى يكونَ حاصلا فيكونُ ذلك الامرُ واجبَ الماهيّة لذاته و قد فُرض غيرَ واجب، هذا خلف.
«دليل اين ادّعا [كه ممكن الوجود در وجودو عدمْ محتاج علت است]عبارت است از اينكه براى تخصيص [وجود يا عدم] يا ماهيت شىء كفايت مىكند و ياكفايت نمىكند. اگر ماهيت شىء براى يكى از اين دو = [وجود يا عدم] كافى باشد تا حاصل شود پس آن شىء واجب الوجود [يا واجبالعدم] بذاته مىگردد در حالى كه ما آن شىء را غير واجب فرض كرده بوديم. اين خلاف فرض ماست.»
احتياج ممكن در تخصّص وجودى و عدمى به علت
سخنان شيخ در اين قسمت واضح و آشكار است و نياز به توضيح اضافى ندارد. خلاصه دليل ايشان اين است كه چون ممكن الوجود متساوى النسبة به وجود و عدم است، اگر تخصصى پيدا كرد، يعنى يا موجود شد كه آن را تخصص وجود مىناميم و