شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٥
يك چيز را نمىتوان دو دفعه ديد بلكه حتّى يك دفعه هم نمىتوان ديد! و يا اين سخن كه شىء وجود فىنفسه ندارد بلكه وجود بالاضافه دارد. پس اگر قائل چنين سخنى مشهور به حكمت باشد بعيد نيست كه شخص نوآموز[١]از اين سخن متحير شود. و يا اينكه در پيش او [= متحير] قياسهايى با نتائج متقابل جمع شود و او نتواند يكى از آن قياسها را اختيار [و قبول] و قياس ديگر را [ردّ و] تضعيف كند [پس متحير و سرگردان مىشود].»
شيخ در اينجا به بيان وضع متحير مىپردازد. ابتداءً سه منشأ براى پيدايش تحيّر در افراد بر مىشمارد و بعد به راهحل مىپردازد. آن سه منشأ عبارتند از:
سه منشأ براى تحيّر در اصل عدم تناقض
١ـ گاهى اشخاص مشاهده مىكنند كه بزرگانى هستند كه از نظر علمى با هم برابر و همسان هستند با اين حال در مسائل مهمى با يكديگر اختلاف نظر جدّى دارند مثلا افلاطون و ارسطو كه استاد و شاگرد بودند ولى در مسائل فلسفى مهمى اختلاف داشتند. اگر يكى از اينها ترجيح چشمگيرى بر ديگرى داشت طبيعتاً اين اختلاف، چندان تحيرى ايجاد نمىكرد ولى مشكل در جايى رخ مىنمايد كه هر دو قائل از اقران يكديگر باشند ولى نظرات متعارضى داشته باشند.
كسانى با استناد به همين تعارض و ناسازگارى اقوال بزرگان در يك علم، خواستهاند اعتبار علوم را زير سؤال ببرند و به همين جهت مىگويند: بزرگانى در طول قرون آمدند و به بحث و جدال با يكديگر پرداختند و بالاخره نتوانستند به رأى واحدى در فلان مسأله فلسفى برسند چه رسد به ما كه از نظر قدرت علمى و فلسفى به گرد پاى آنها نمىرسيم پس اصلا در اين مسائل نبايد به تحقيق و پژوهش بپردازيم و بهتر است كه توقف كنيم. ما به هيچ طرف يقين و علم پيدا نمىكنيم بلكه به حالت شك و ترديد رضايت مىدهيم.
[١] در كلام شيخ، «الشادى» آمده است. استاد مصباح اين كلمه را به «شخصى كه چيز كمى را از جايى فرا گرفته» در مقابل كسى كه سالها در نزد اساتيد علوم را فرا گرفته است، معنا كردهاند. آيتاللّه حسنزاده به نقل از منتهىالإِرب اين كلمه را به «آنكه بعض از ادب آموخته باشد» معنا كردهاند [الالهيات من كتاب الشفاء، ص ٦٤] و ما اين كلمه را «نوآموز» ترجمه كرديم يعنى كسى كه در علمى مبتدى است و طبعاً امور كمى از آن علم را مىداند.