شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
از طرفى قبلا گفته بودند كه هر بحثى درباره موجود قبل از متخصّص شدن به تخصص طبيعى و تعليمى يا رياضى، بحثى فلسفى است و در واقع چنان بحثى بحث از عوارض موجود بما هو موجود محسوب مىشود، گرچه آن بحث اخصّ از «موجود» باشد.[١]
فَيجبُ أن نُعرّفَ حالَ الجوهرِ الَّذى هو كالهيولى، وأَنَّه كيفَ هو، وهل هو مفارقٌ أَو غيرُ مفارق، ومُتّفقُ النّوعِ أو مُختلفٌ، وما نسبتُه إِلى الصّورة
«و بايد بشناسانيم حال جوهرى كه هيولى است و اين كه آن چگونه موجودى است[٢]، آيا مفارق [و مجرد] است يا غير مفارق؟[٣] آيا يك نوع هيولى داريم يا چند نوع؟ و نسبت هيولى به صورت چيست؟»
[١] غياث الحكماء* [در لطائف الاشارات] اشكال مشهورى را مطرح كرده كه: گاهى در فلسفه از أمورى بحث مىشود كه براى موجود بعد از تخصص طبيعى يا تعليمى صادق است مثل بحث از وجود جسم و اعراض آن و حركت و سكون و بحث از خط و سطح و ...
وى پاسخ مشهور به اين اشكال را نمىپسندد و خودش بدينگونه جواب مىدهد كه شيخ در برهان گفته است كه از امورى اعراض اولى براى اعراض اولى موضوع به شمار مىرود هم در علم بحث مىشود و بحث از جسم در واقع بحث از اعراض اولى جوهر است كه جوهر از اعراض اولى موجود است. لذا بحث از جسم هم مىتواند بحث فلسفى باشد.
مرحوم خوانسارى به پاسخ غياث الحكماء اشكال كرده كه: اگر اعراض ذاتى بودن براى اعراض ذاتى موجود كافى باشد كه بحث از آنها از مسائل فلسفه محسوب گردد پس بايد جميع مباحث طبيعى، رياضى و حتى جميع مباحث علوم فرعى اين دو علم مثل علم طب هم داخل در فلسفه باشند. ايشان پاسخ صواب را اين مىداند كه: ـ همانگونه كه از سخنان قبلى به دست مىآيد ـ اگر موضوعى احوال و اعراض زيادى داشت تا حدى كه شايستگى علم جداگانه را پيدا كرد، از فلسفه جدا مىشود [مثل بحث از كم كه موضوع علم رياضى شد] ولى اگر چنين نبود در فلسفه مورد بررسى قرار مىگيرد.
ايشان در ادامه هم مطالب بسيارى دارد كه براى پرهيز از تطويل از ذكر آنها خوددارى مىكنيم. طالبين تفصيل به الحاشيه خوانسارى [ص ١٥٥ تا ١٥٩]مراجعه كنند. مشابه سخنان مرحوم خوانسارى در شرح الهيات نراقى [ص ١٩٢ تا ١٩٥] هم هست.
* غياث الحكماء همان غياثالدين منصور دشتكى (٩٤٨ هـ ق) است كه از قديمىترين محشين شفاء است و آراء خود را درباره گزارشهاى شيخ در دو كتاب لطائف الاشارات و رياض الرضوان گرد آورده است [حامد ناجى اصفهانى، مقدمه بر كتاب الحاشية مرحوم خوانسارى، صص هشت و نه].
[٢] بحث از وجود هيولى و اينكه هيولى جزء جسم طبيعى است و بسيط است و مباحث مشابه اينها همه در فصل ٢ مقاله ٢ آمده است [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٢ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٩٦] [٣] بحث از مفارق بودن يا نبودن هيولى و نسبت هيولى به صورت و ابطال قول ذيمقراطيس، همگى در فصل ٣ مقاله ٢ آمده [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٢] نيز بنگريد به فصل ٢ از مقاله ٢.