شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٧
[الفصلُ الثّامن]
(ح) فصلٌ
فى بيانِ الحقِّ وَ الصّدقِ، وَ الذّبِّ عن أَوّلِ الأَقاويل[١] فى المقدّماتِ الحقّةِ
فصل هشتم
در بيان [معانى] حقّ و صدق و در دفاع از نخستين قضاياى حق
در اين فصل كه آخرين فصل از مقاله نخستين كتاب الهيات است، شيخ معانى حق و صدق و نسبت بين آنها را مطرح مىكند و سپس به احق الاقاويل مىپردازد كه همان اصل استحاله تناقض و عدم واسطه بين سلب و ايجاب مىباشد و بالأخره متفرع بر استحاله تناقض، به مناظره و محاجه با سوفسطائيان كه منكر مطلق علم مىباشند مىرسد.
چنانكه ملاحظه مىشود شيخ در اينجا نخست بحث بداهت استحاله تناقض بلكه ابده البديهيات بودن آن را مطرح كرده و متفرّع بر آن، به ابطال سخن سوفسطائيان مىپردازد. بعضى ديگر از فلاسفه به تأسّى از شيخ همين روش را برگزيدهاند يعنى بعد از بررسى احق الاقاويل الحقّه و اثبات بداهت استحاله تناقض به بررسى ادعاى سوفسطائيان و راههاى ابطال آن پرداختهاند[٢] از جمله ملاصدرا در كتاب اسفار[٣]. اگر
[١] در تعليقات ملاصدرا «اول الاوائل» بجاى «اوّل الاقاويل» آمده است. [تعليقات، ص ٣٨]و در حاشيه مرحوم خوانسارى نيز «اول الاوائل» ضبط شده است [حاشيه الهيات، ص ٣٠٠] و در الهيات چاپ تهران هم «اول الاوائل» به عنوان نسخه بدل ضبط شده است. [الهيات چاپ تهران، ص ٣٠٦] [٢] براى نمونه بنگريد: بهمنيار، التحصيل. ص ٢٩٠ تا ٢٩٣ ـ شيخ اشراق، المطارحات (مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، صص ٢ ـ ٢١١) ـ فخر رازى، المباحث المشرقيه، ج ١، ص ٤٦٨ تا ص ٤٧٢ [٣] صدرالمتألهين در اسفار، ج ١، ص ٩٠ در ذيل بحث از مواد ثلاث، اين دو مسأله [= بداهت استحاله تناقض و ابطال قول سوفسطائيان] را مطرح كرده ولى در اسفار (ج ٣ صفحه ٤٣٣ تا ٤٦٦) اين دو مسأله را در بحث علم و عالم و معلوم مطرح كرده است.