شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
شيخ چنين خواهد شد كه آيا موضوع فلسفه اولى اسباب قصواى موجودات است، همه اسباب قصوى، هر چهار تاى آنها؟ «اربعتها» هم بدل از اسباب است.
عبارت بعدى در كلام شيخ اين است: «لا واحدٌ منها». نسخههاى كتاب الهيات شفاء در اين جا تفاوت دارد. در اكثر نسخهها[١] عبارت فوق به صورت «الا واحداً منها» ضبط شده و در بعضى از نسخهها «الاّ الواحد منها» و در بعضى از نسخهها هم «لا الواحد منها» است. و بر اساس هر يك از اين نسخهها بحث شده كه مراد شيخ چه بوده است.[٢]
اگر نسخه مشهور يعنى «الاّ واحداً منها» را اقرب به واقع بدانيم معناى عبارت اين مىشود كه موضوع فلسفه اسباب چهارگانه است مگر آن سببى كه نمىتوان آن را موضوع فلسفه دانست.
توضيح اينكه در ميان اسباب و علل چهارگانه علت فاعلى هم هست و يكى از علتهاى فاعلى همان فاعل الكّل يعنى واجب الوجود است كه قبلا توضيح داده شد كه نمىتوان آن را موضوع فلسفه دانست. پس بايد از اسباب قصوى يكى را استثناء كنيم. پس عبارت «الاّواحداً منها» استدراك و استثناء است تا اشكال نشود كه چگونه واجب ـ كه فاعل الكل است ـ نمىتواند موضوع فلسفه باشد در صورتى كه از اسباب قصواى موجودات است.
اگر نسخه «لا واحدٌ» را اقرب و اصحّ بدانيم معناى عبارت چنين مىشود كه موضوع فلسفه اولى همه اسباب قصواى اشياء است، هر چهار سبب، نه تنها يكى از آن چهار سبب.[٣] بر خلاف قول اول كه در آن فقط يكى از اسباب يعنى فاعل الكل موضوع فلسفه قرار داده شده بود. پس با اين عبارت «لا واحد منها» تفاوت بين اين قول و قول اول در باب موضوع فلسفه معلوم و مشخص مىشود.
[١] براى نمونه بنگريد: الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٩ و همينطور شرح الهيات نراقى، ص ٢٩. [٢] براى اطلاع از اختلافات شارحين و محشين در اين عبارت مىتوان به الهيات چاپ تهران، (حواشى، ص ٢٦٩) و الحاشية خوانسارى، ص ٣١ مراجعه كرد. [٣] مبناى اين ظن آن است كه كلّ اسباب موضوع فلسفه است نه خصوص يكى از آنها. چرا كه اين [= موضوع بودن خصوص يكى از اسباب] تخصيص بلا مخصص است. پس عدم امكان قول به موضوع بودن خصوص يكى از اسباب به واسطه دليلى است كه گفتيم نه به دليلى كه قبلا بر نفى موضوع بودن واجب الوجود آورده شده بود. [نراقى، شرح الهيات، ص ٢٩]