شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - تعيين موضوع فلسفه
برداريم و بگوييم ضرورتى ندارد كه در علم فقط و فقط از عوارض ذاتيه موضوع بحث شود و يا اينكه براين اصل تحفظ كنيم و دو بخش ديگر مسائل را بنحوى به بحث از عوارض ذاتيه موجود ارجاع دهيم.
اشكال ديگر اين است كه در مواردى بين بحث از اسباب قصوى و بحث از مبادى علوم جزئى تداخل پيش مىآيد. مثلا در علم طبيعى وجود ماده و صورت وهمچنين وجود فاعل و غايت براى حركت، از مبادى بحساب مىآيند و بر اساس آنها مسائلى از علم طبيعى حلّ و اثبات مىشود. اين مبادى در فلسفه به عنوان «مسأله» مورد بحث و تحقيق قرار مىگيرند. پس هنگامى كه در فلسفه به اين امور پرداخته مىشود در واقع به اثبات مبادى علوم جزئى پرداخته شده است در عين اينكه پرداختن به اين امور، بحث از اسباب قصوى هم هست.
اين تداخل مسائل دو بخش، با ظاهر تقسيم مسائل به سه بخش منافات دارد زيرا مقتضاى تقسيم اين است كه هيج مسألهاى از يك بخش داخل در بخش ديگر نشود.
ممكن است كسى در مقام دفاع از شيخ و ردّ اين اشكال چنين إدّعا كند كه منظور شيخ اين نبوده كه تقسيمى حقيقى ارائه كند بطورى كه اقسام قسيم يكديگر باشند و هيچ تداخلى بين اقسام روى ندهد بلكه مقصود ايشان بيان اين امر بوده كه با توجه به مطالبى كه در اين فصل درباره موضوع فلسفه و خصوصيات اين موضوع ارائه شد مىتوان نتيجهگيرى كرد كه در فلسفه سه قسم مسائل جاى مطرح شدن و بررسى و تحقيق دارند و ادعا اين نيست كه هيچ مسألهاى از اين قسم نمىتواند داخل در قسم ديگر باشد.[١]
البته اين ادعا كه فلسفه سه بخش دارد و مسائل فلسفى قابل اندراج در سه قسم مىباشند، مختص به شيخ نيست بلكه ديگران هم عين همين ادعا را دارند. مثلا
[١] گفتنى است كه در باب اقسام سهگانه مسائل فلسفه و توجيه سه تا بودن اقسام و كيفيت ارجاع هر سه قسم به بحث از عوارض ذاتيه موجود و همينطور در مورد اينكه آيا تقسيم موجود تا كجا داخل در مسائل فلسفه و از كجا بيرون از مسائل فلسفه مىباشد، سخنان بسيارى از محشين و شارحان كلام شيخ ابراز شده است. [براى نمونه بنگريد: صدرالمتألهين، تعليقات، ص ١٣ ـ ملا اولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٢ ـ ملا سليمان، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨٢ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٠٨ تا ١١٢.]