شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - تعيين موضوع فلسفه
شيخ مىافزايد: علومْ داراى مبادى مشتركى هستند كه با استفاده از اين مبادى مشترك مسائلشان را اثبات مىكنند. اين مبادى مشترك در هيچيك از علوم جزئى به عنوان مسأله مطرح نمىشوند بلكه اگر از بديهيات نباشند يعنى محتاج اثبات باشند در فلسفه يا علم اعلى اثبات مىشوند و از مسائل فلسفه به حساب مىآيند. اين مبادى، مبادى جميع مسائل علوماند لذا نمىتوان آنها را جزو مسائل علوم جزئى بحساب آورد.
ولى ممكن است كه مسألهاى از يك علم، مبدء براى علم ديگر شود و يا مسألهاى از يك بخش علم به عنوان مبدأ در بخش ديگرى از همان علم مورد استفاده قرار گيرد. پس مبدأ بعضى از مسائل ممكن است در علمى ديگر يا بخشى ديگر از همان علم، عنوان مساله بخود بگيرد و اين اشكالى ندارد.[١]
پس مانعى ندارد در فلسفه مطالبى مورد بحث و اثبات واقع شود كه از مبادى ساير علوم باشد و از جمله آنها بحث از وجود مبدء براى موجودات ممكن الوجود است.
ويلزَمُ هذَاالعلمَ اَنْ ينقسمَ ضرورةً إِلى أَجزاء، منها: ما يبحثُ عن الأَسباب القُصوى، فإِنَّها الأسبابُ لكلِّ موجود معلول من جهةِ وجودهِ، ويبحثُ عن
[١] گفتنى است كه ممكن است مراد شيخ از اين تشبيه، تمثيل باشد و ممكن است تنظير باشد. توضيح آنكه اگر تشبيه بكار رفته در كلام شيخ را اينگونه تفسير كنيم كه همانگونه كه علوم جزئى از مبادى بعضى از افراد موضوع خود بحث مىكنند نه از مبادى كلّ افراد موضوع خود، فلسفه هم از مبادى بعضى از افراد موضوع خود بحث مىكند نه از مبادى كل افراد موضوعش (مثلا در علم طبيعى بحث از اجسام بسيط مىشود كه مبدء براى اجسام مركب هستند نه مبدء براى همه اجسام و گرنه بايد مبدء براى خودشان هم باشند). در فلسفه هم از مبدء ممكنات فقط بحث مىشود نه از مبدء كل موجودات چراكه كل موجودات مبدء ندارد. وجه مشابهت علوم جزئى با فلسفه طبق اين تفسير در «مبحوث عنه» است يعنى هم علوم جزئى و هم فلسفه از مبادى بعضى افراد موضوعشان بحث مىكنند، طبق اين تفسير تشبيه شيخ از نوع تمثيل است.
امّا اگر تشبيه موجود در كلام شيخ را اينگونه تفسير كنيم كه فلسفه از مبادى بعضى از افراد موضوعش بحث مىكند همانگونه كه علوم جزئى هم از مبادى بعضى از مسائلشان بحث مىكنند يعنى بعضى از مسائل علوم، مبدء براى بعضى ديگر از مسائل واقع مىشوند و به عبارت ديگر بعضى از مبادى علوم به عنوان مسأله در علم ديگر و يا در بخش ديگرى از همين علم مورد بررسى و اثبات قرار مىگيرند و هيچ علمى نمىتواند مبادى جميع مسائلش را مورد بحث و اثبات قرار دهد (كه طبق اين تفسير مشابهت فلسفه با علوم جزئى در كيفيت بحث است نه در مبحوث عنه) تشبيه شيخ براى بيان تنظير خواهد بود. [نقل با تصرف و تلخيص از شرح الهيات نراقى، صص ٣ـ ١٠٢]