شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
اگر موضوع فلسفه وجود واجب بود بايد اين امر در فلسفه مسلّم قلمداد شود حال آنكه فلسفه و حكمت الهى به بررسى ذات واجب و وجود او و ادله آن مىپردازد يعنى وجود خدا در رديف مطلوبات و مسائل فلسفه است نه اينكه موضوع فلسفه باشد.
و ذلكَ لأنّه إِن لم يكن كذلك لم يخلُ إِمّا أَن يكونَ مُسلَّماً فى هذاالعلم و مطلوباً فى علم آخر. و إمّا أَن يكونَ مسلّماً فى هذا العلم و غيرَ مطلوب فى علم آخر. وكلا الوجهين باطلان و ذلك لأنَّه لا يجوز أَن يكونَ مطلوباً فى علم آخر. لأَنَّ العلوم الأُخرى، امّا خلقيّةٌ أو سياسيةٌ، و إِمّا طبيعيّة، وَ امّا رياضيّة وإمّا منطقيّةٌ. وليس فى العلوم الحِكميّة علمٌ خارج عن هذه القسمةِ، وليسَ و لا فى شىء منها يبحث عن إثبات الإله ـ تعالى جدُّه ـ و لا يجوزُ أَن يكونَ ذلك. و انت تعرف هذا بأدنى تأمّل لِأُصول كُرِّرت عليكَ.
«دليل [اينكه وجود خدا موضوع علم فلسفه نيست] اين است كه اگر وجود خدا موضوع فلسفه باشد از دو حال، خارج نيست: يا اينكه وجود خدا در فلسفه مسلّم گرفته مىشود و در علم ديگرى مورد بحث و اثبات قرار مىگيرد و يا اينكه در اين علم وجود خدا مسلّم گرفته مىشود امّا در علم ديگر هم اثبات نمىشود. ولى هر دو فرض باطل است زيرا وجود خدا نمىتواند در علم ديگرى بجز فلسفه به عنوان مسأله آن علمْ مورد بحث واقع شود چون علم ديگر يا اخلاقيات است، يا سياسيات يا طبيعيات يا رياضيات و يا منطقيات. و علمى خارج از علوم ياده شده در علوم عقلى وجود ندارد و در هيچيك از اين علوم بحث از اثبات وجود خداى متعال بميان نمىآيد. و نمىتواند هم بيايد. و از تأمل در اصولى كه مكرراً برايت گفته شده اين مطلب را خواهى دانست.»
از اينجا شيخ در صدد اثبات اين مطلب است كه اولا «وجود واجب» مطلبى نظرى و محتاج اثبات است و ثانياً اين مطلب نظرى از مسائل فلسفه اولى است نه از مسائل علمى ديگر.[١]
[١] مرحوم خوانسارى گويد: بعضى بر سخن شيخ اشكال كردهاند كه در علوم طبيعى هم «اثبات إِله» شده است چرا كه متحركات و محركات بايد به محرك غير متحرك و غير متناهى القوة منتهى شوند تا اينكه دور و تسلسل لازم نيايد. ايشان به اين اشكال بطور مفصل پاسخ داده كه براى پرهيز از تطويل، خواستاران را به حاشيه ايشان ارجاع مىدهيم. [الحاشيه، ص ١٩ تا ص ٢١]