شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧١ - وحدت واجب الوجود
بررسى احتمال اختلاف واجبهاى مفروض در امر غير ذاتى
دو واجب الوجود بايد ما به الامتيازى داشته باشند چرا كه در غير اين صورت تعددى صورت نمىگيرد، چون آنها على الفرض در حقيقت واجب الوجودى شريك اند و هيچ وجه تمايز و تعددى هم ندارند.
چه چيزى مىتواند ما به الاختلاف اين دو واجب باشد؟
همين كه بگوييم «هذا ليس هو = اين يكى آن ديگرى نيست» يعنى با اشاره عقلى اين دو را از هم جدا كنيم، نشانه تمايز اين دو واجب است و تعدّد آنها را اثبات مىكند.
اگر چنين شد پس ما به الاختلاف مربوط به حقيقت واجب الوجودى نيست بلكه مربوط به امرى خارج از اين حقيقت است. به تعبير فنّى ما به الاختلاف امرى عرضى است يعنى خارج از ذات است. چون در منطق به ما گفته بودند كه ذات همان نوع است و جنس جزء مشترك ذات و فصل جزء مختص ذات; و هر چه خارج از اين سه باشد عرضى است.
وقتى ما به الاختلاف دو واجب را امرى عرضى دانستيم لوازمى در پى خواهد داشت كه شيخ در ادامه كلامش به آن لوازم خواهد پرداخت.
وَ قد قارنَهُ شَىءٌ به صارَ هذا أَو فى هذا، أَو قارنَه نَفسُ أَنَّه هذا أو فى هذا، و لم يقارنْه هذَا المُقارِنُ فى الآخَر، بل ما به صارَ ذاكَ ذاك، أَو نفس أَنَّ ذاكَ ذاكَ، و هذا تخصيصٌ مّا قارنَ ذلكَ المعنى و بينهما به مُباينةٌ. فإذن كلُّ واحد منهما يُباينُ الآخرَ به، و ليس يُخالِفه فى نفسِ المعنى، فَيخالِفُه فى غيرِ المعنى. وَ الأشياءُ الّتى هىَ غيرُ المعنى و تُقارنُ المعنى هِى الأَعراضُ وَ اللَّواحقُ الغيرُ الذّاتيّةِ.
«و آن [حقيقت واجب الوجودى] را چيزى مقارنش شده كه بواسطه آن چيز، [حقيقت واجبى] اين [واجب خاص]شده يا در اين [واجب] تحقق يافته و يا اينكه نفس «اين بودن» واجب الوجود يا «در اين بودن» مقارن آن حقيقت شده است و اين مقارن در واجب الوجود ديگر تحقق نيافته است بلكه [در واجب الوجود ديگر]چيزى مقارن شده كه بواسطه آن، آن واجبْ آن واجب شده يا اينكه نفس «آن بودن» است مقارن [حقيقت واجب الوجودى]شده است. و اين نوعى تخصيص است كه مقارن آن معنا [ى