شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
معناى خير و تفاوت آن با نفع
توضيح اينكه: «خير» چيزى است كه ذاتاً مطلوب باشد[١]. خير غايت است ولى آنچه كه ما را از شرّ به خير مىرساند و وسيلهاى براى رسيدن به خير مىشود نافع است. در واقع تفاوت ميان «نافع» و «خير» همان تفاوت بين وسيله و هدف است. ايصال از شرّ به خير و معناى حاصل از آن هم «منفعت» و «نفع» است و اين تأثيرى است كه ذات نافع مىبخشد. فرض كنيد كه موجودى فاقد كمالى باشد. اگر موجودى وسيله و سبب شود تا آن موجود از حالت «ندارى» و «فقدان» به حالت «دارايى» و «وجدان» برسد اين كار او را «منفعت»و «نفع» مىگويند و ذات واجد اين نفع و منفعت كه ايصال از شرّ به خير را انجام مىدهد، «نافع» ناميده مىشود.
با توضيح پيرامون «نافع» و «خير» در واقع مفهوم «ضارّ» و «شرّ» هم معلوم مىشود چرا كه نافع و ضار و همچنين خير و شر از امور متقابلاند.
وَإِذ قد تقرَّر هذا فقد علمتَ أنّ العلومَ كلَّها تشتركُ فى منفعة واحدة وهى: تحصيلُ كمال النّفسِ الانسانيّةِ بالفعل مُهيّئةً إِيّاها للسّعادة الأُخرويّةِ، ولكنّه إذا فُتّشَ فى رؤوسِ الْكتبِ عن منفعةِ العلومِ لم يكن القصدُ مُتَّجها إِلى هذَا المعنَى.
«و چون اين مطلب تقرر يافت پس مىدانى كه منفعتى هست كه همه علوم در آن شريك هستند و آن اينكه نفس انسان را به كمال مىرسانند و آن را براى سعادت اخروى آماده مىكنند ولى هنگامى كه در ابتداى كتب، بحث از منفعت علم مىشود منظور، اين منفعت نيست»
نفس انسان حيثيت بالقوهاى نسبت به معقولات دارد كه از آن تعبير به «عقل هيولانى» يا «عقل بالقوه» مىكنند. در اثر كسب معارف و علوم است كه اين حالت بالقوه نفس به فعليت مىرسد و از مرتبه «عقل هيولانى» به مرتبه «عقل بالفعل» مىرسد طبعاً اين رسيدن از قوه به فعليتْ كمالى براى نفس است. پس همه علوم در تكميل نفس اشتراك دارند.[٢]
وقتى نفس بواسطه علوم و معارف از حال بالقوه به حال بالفعل رسيد، آماده مىشود
[١] بنگريد: [تعليقات: ص ١٦، و شرح الهيات، ص ١٢٨] نيز بحث جامعى درباره خير و شر در كتاب آموزش فلسفه آمده است [ر.ك: ج ٢، ص [٢] صدرالمتألهين معتقد است كه حتّى علوم مذموم مثل علم سحر و كهانت هم بخاطر جهاتى غير از علمبودنشان مذموم مىباشند كه آن جهتهاى مذموم از اين علوم منفك نمىشوند. [تعليقات، ص١٦]