شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٣ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
در بين اين ٩ فرض، فرض امكان بالغير محال است ولى ٨ فرض باقيمانده صحيح است.
اجتماع وجوب بالقياس با وجوب بالذات
آيا واجب الوجود غير از وجوب ذاتىاش، ضرورت و وجوب ديگرى مىتواند داشته باشد؟
بله. واجب الوجود در قياس و مقايسه با معلولاتش وجوب بالقياس دارد. يعنى وقتى واجب را با معلولهايش مقايسه كنيم مىبينيم كه چون تا علت نباشد معلولى تحقق نمىيابد و معلول بدون علت نمىتواند موجود گردد پس علت آن «بايد» وجود داشته باشد تا معلول هم موجود باشد. اين سخن اختصاصى به واجب الوجود ندارد بلكه در هر علتى حتى در جزء العلة هم صادق است چون تا جزء العلة نباشد معلولش تحقق نمىيابد يعنى با توجه به وجود معلول، جزء العله هم متصف به ضرورت مىشود. (دقت شود.)
هم علت نسبت به معلول «وجوب بالقياس» دارد و هم معلول نسبت به علت تامهاش. البته از ناحيه علت، هر يك از اجزاء علت نسبت به معلول «وجوب بالقياس» دارد يعنى تا آن جزء علت نباشد معلول تحقق پيدا نمىكند ولى از طرف معلول، معلول فقط نسبت به علت تامهاش «وجوب بالقياس» دارد ولى نسبت به علل ناقصه، ديگر «وجوب بالقياس» ندارد.
آيا براى واجب الوجود بالذات، امتناع بالقياس مىتوان در نظر گرفت؟
اجتماع وجوب بالذات با امتناع بالقياس
بله. اگر واجب را با نقيض معلولش مقايسه كنيم متّصف به «امتناع بالقياس» مىشود. توضيح اينكه: عقل اول معلول بىواسطه واجب الوجود است و براى وجود عقل اول هيچ قيد و شرطى نيست يعنى ذات واجب الوجود علت تامه براى وجود عقل اول است. اگر ذات واجب را نسبت به نقيض عقل اول، يعنى نسبت به عدم عقل اول، در نظر بگيريم رابطه امتناع بالقياس پديد مىآيد.
غير از چند نكته گفته شده، مطالب متعدد و مهم ديگرى در اينجا قابل مطرح كردن است كه ذكر آنها ما را از شرح سخنان شيخ باز مىدارد.[١]
[١] براى نمونه مىتوانيد به تعليقة على نهاية الحكمة (استاد مصباح) ص ٨٠ تا ص ٨٥ مراجعه كنيد.