شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
و تقيد طبيعى يا رياضى داشته باشد تا به اين امور متّصف گردد پس بحث از اين امور مربوط به فلسفه اولى مىشود.
ولاَِنَّ الواحدَ مساوقٌ للوجودِ فيلزمُنا أَن ننظرَ أَيضاً فِى الواحدِ، وإِذا نظَرنا فى الواحدِ وجبَ أَن ننظرَ فى الكثيرِ، ونعرّفَ التّقابلَ بينَهما وهناك يجبُ أَن ننظرَ فى العددِ وما نسبتُه إِلى الموجوداتِ، وما نسبةُ الكم المتّصلِ الَّذى يقابلُه بوجه مّا إِلَى الموجوداتِ، ونعُدَّ الآراءَ الباطلةَ كلَّها فيه، ونعرِّفَ أَنَّه ليسَ شىءٌ من ذلك مفارِقاً ولا مبدأً للموجوداتِ، ونُثبتَ العوارضَ الَّتى تَعرضُ لِلأَعدادِ والكميّاتِ المتَّصلةِ مثلَ الأَشكالِ وغيرِها
«و چون كه واحد مساوق با وجود است پس لازم است كه ما از واحد هم بحث كنيم، و هنگامى كه از واحد بحث مىكنيم بايد از كثير هم بحثى بكنيم و تقابل بين اين دو را بشناسانيم و همينجا بايد از عدد هم بحثى بميان آوريم كه نسبت عدد به موجودات چيست و نسبت كم متصل، كه به وجهى مقابل عدد است، با موجودات چيست و همه آراء باطل در اين زمينه را برشماريم و معلوم داريم كه هيچيك [از عدد و كم متصل]مفارق و مبدء موجودات نيست و عوارضى را كه عارض عدد و كم متصل مىشود مثل اشكال و غير آن، اثبات كنيم.»
اشاره به بحث از وحدت و كثرت
شيخ مىفرمايد: يكى از مباحث مطرح در فلسفه، مباحث مربوط به وحدت و كثرت است. چرا؟ چون وجود مساوق با وحدت است پس وقتى موضوع فلسفه وجود است بايد از وحدت ـ كه مساوق آن است ـ بحث كنيم.
به مناسبت بحث از وحدت، بايد از كثرت هم سخن به ميان آوريم. يكى از مباحث در اينجا، بررسى تقابل بين واحد و كثير است.
از طرفى مصداق كثير همان عدد است پس بايد به مناسبت بحث از كثير، بحث از عدد را مطرح كنيم. در بحث از عدد، مسائلى مطرح است از جمله اينكه: نسبت عدد به موجودات چيست؟ و يا عدد چه وجودى دارد؟ آيا عرض است يا وجودى ديگر دارد؟
به مناسبت بحث از عدد ـ كه كم منفصل است ـ بحث از كم متصل مطرح مىشود.