شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
است[١] زيرا موضوع طبيعيات جسم است از آن جهت كه معروض حركت و سكون واقع مىشود و هر چيزى كه در طبيعيات مورد بحث قرار بگيرد و اين خصوصيت را نداشته باشد ـ يعنى بحث از آن، بحث از جسم بما انه معروض للحركة و السكون نباشد ـ در واقع مسالهاى از علوم طبيعى نخواهد بود و چون بحث از «وجود خدا» بحث از جسم بما انه معروض للحركة و السكون نيست، پس بحثى استطرادى در طبيعيّات است.
صدرالمتألهين بر اين قسمت از كلام شيخ تعليقهاى دارد.[٢] ايشان مىگويد: مىتوان عذرى بهتر از عذر شيخ در مورد مطرح شدن «وجود خدا» در طبيعيات آورد و آن اينكه بگوييم: وقتى در طبيعيات بحث از «وجود خدا» بميان مىآيد اين بحثى است بالعرض نه استطرادى.
توضيح آنكه در طبيعيات گفته مىشود كه چون اجسام متحرك هستند و هر متحركى به محرك نياز دارد، اگر اين سلسله متحرك و محركها به محركى منتهى نشود كه تحرك نداشته باشد تسلسل پيش مىآيد پس بايد محرك بدون تحرك وجود داشته باشد.
آنچه از اين بيان مستقيماً اثبات مىشود وجود محرك نخستين است و چون اين عنوان بر «خدا» منطبق است پس با اين بيان «وجود خدا» هم بطور غير مستقيم اثبات مىشود. پس در طبيعيات «وجود خدا» بالعرض مورد بحث قرار مىگيرد در حالى كه در الهيات مستقيماً به اثبات وجود خدا مىپردازند يعنى در الهيات «بالذات» به اثبات وجود خدا پرداخته مىشود و در طبيعيات «بالعرض».
بنظر مىرسد كه اگر دليل تقسيمبندى علوم و تفكيك مسائل آنها از يكديگر را سهولت تعليم و رعايت مناسبات بين آنها دانستيم، اينگونه مناقشات جايى پيدا نخواهند كرد.
[١] صدرالمتألهين گويد: حيثيت بحث [از واجب] در طبيعيات با حيثيت بحث در الهيات فرق مىكند. در طبيعيات از جنبه فاعليت و محركيت ذات بارى بحث مىشود و در حقيقت از جنبه وجود لغيره او بحث مىشود و لهذا جزء عوارض جسم طبيعى است ولى در الهيات از وجود فى نفسه او بحث مىشود. پس صحيح نيست كه بگوييم: «كان غريباً عن الطبيعيات و مستعملا فيها منه ما ليس منها» [شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٧، ص ٢٤٤ (پاورقى)] [٢] تعليقات، ص ٥.