شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١ - تعيين موضوع فلسفه
[الفصلُ الثّانى]
(ب) فصلٌ
فى تحصيلِ[١] موضوعِ هذَا العلم
فَيجبُ أَن ندُلَّ علَى الموضوعِ الَّذى لهذَا العلمِ لا مَحالةَ حتّى يتبيّنَ لَنا الغرضُ الَّذى هوَ فى هذَا العلمِ، فنقولُ:
إِنَّ العلمَ الطّبيعىَّ قد كانَ موضوعهُ الجسمَ، ولم يكن من جهةِ ما هو موجودٌ، ولا من جهةِ ما هو جوهرٌ ، و لا من جهةِ ماهو مولَّفٌ من مبدئَيْه، اعنى الهيولى والصّورةَ، ولكن من جهةِ ما هو موضوعٌ للحركةِ والسُّكونِ. والعلومُ الَّتى تحتَ العلمِ الطَّبيعىِّ أَبعدُ من ذلكَ. و كذلكَ الخُلقيّاتُ.
فصل دوم
(ب) فصل
تعيين موضوع فلسفه
«به ناچار بايد موضوع اين علم (فلسفه اوُلى) را مشخص كنيم تا هدفى كه اين علم دنبال مىكند روشن شود.
علم طبيعى موضوعش جسم بود نه از آن جهت كه موجود است و نه از آن جهت كه جوهر است، و نه از آن جهت كه از دو مبدأ يعنى هيولى و صورت تشكيل شده است. بلكه از آن جهت كه معروض حركت و سكون واقع مىشود. و علومىكه تحت علم طبيعى واقعاند از خود علم طبيعى دورترند و همچنين علوم اخلاقى [و عملى]».
منهج اول اثبات موضوع براى فلسفه
شيخ اين فصل را با اين مطلبْ آغاز مىكند كه نخست بايد موضوع اين علم را
[١] شيخ عنوان فصل اول را «آغاز جستجو و بررسى پيرامون موضوع فلسفه اولى» قرار داد و در آن فصل موضوع بودن واجب الوجود و اسباب نخستين را ابطال كرد و در اين فصل، موضوع مورد قبول را بيان مىكند لذا آن را «تحصيل و بدست آوردن موضوع فلسفه اولى» عنوان مىدهد. [خوانسارى، الحاشية ص ٣٩ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٤٢]