شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - نسبت ميان موجود و شىء و بحثى درباره واجب، ممكن و ممتنع
[الفصلُ الخامس]
(هـ) فصل
فى الدِّلالةِ عَلى الموجودِ والشَّىءِ وأَقسامِهما الاول[١]، بِما يكوُن فيهِ تنبيهٌ على الغرض
فصل پنجم
در بيان «موجود» و «شىء» و اقسام اوليه آنها، بطورى كه تنبيهى بر غرض باشد.»
مراد شيخ از عبارت «بما يكون فيه تنبيه على الغرض» اين است كه از موجود و اقسام آن بگونهاى بحث خواهد كرد كه غرض از انعقاد اين فصل را معلوم دارد.[٢]
نسبت ميان «موجود» و «شىء»
شيخ از اين فصل مىخواهد مباحث «وجودشناسى» را شروع كند. اولين بحث اين است كه موجود و شىء از نظر مصداق با هم مساوق هستند نه اينكه يكى اعم و ديگرى اخصّ باشد.
بعضى قائل بودهاند كه «شىء» و «ثابت» اعم از «موجود» هستند. يعنى بين «موجود» و «معدوم» به واسطهاى معتقد بودهاند كه بر آن واسطه «شىء» اطلاق مىشود ولى «موجود» اطلاق نمىشود.
شيخ قبل از پرداختن به اين بحث، مقدمتاً بحث بداهت مفهوم «موجود» و «شىء»
[١] در اين نسخه (چاپ قاهره) «اقسامهما الاول» ضبط شده كه على القاعده بايد يا «اقسامهما الاُولى» باشد يا «اقسامهما الاوليّة» [م]
در نسخه الحاشيه خوانسارى [ص ١٦٠] و شرح الهيات نراقى «اقسامهما الاوّليّة» آمده است. [ص ٢٠١]
[٢] در بين محشين و شارحين سخن شيخ اختلاف واقع شده كه آيا مراد شيخ از «الغرض»، غرض از چه چيزى است؟ بعضى گفتهاند: مراد غرض از فصل است و غرض از اين فصل شناخت امور مذكور لاعلى وجه التحديد است. [نراقى، شرح الهيات، ص ٢٠١] و بعضى گفتهاند مراد تعيين موضوع علم است نه بر وجه تعريف بلكه بر وجه تنبيه [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٣، ملااولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٩١]