شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
وجه توهّم دخول علم حساب در علم مابعدالطبيعة
شيخ معتقد است كه در مورد علم حساب، كه موضوعش عدد است، شبهه مابعدالطبيعى بودن قوىتر و اكيدتر است. چون علم هندسه، كه موضوعش كميات متصل است، از امورى بحث مىكند كه تنها در عالم طبيعت تحقق دارند ولى عدد اختصاصى به طبيعيات ندارد بلكه همان گونه كه در طبيعيات يافت مىشود، در مفارقات هم وجود دارد و به آنها هم نسبت داده مىشود. مثلا مىگوييم: يك عقل، دو عقل و امثال اينها.
پس علم حساب و فروعش مثل علم جبر و بطور كلى رياضيات محض را بايد بتوان «مابعد الطبيعة» ناميد چون موضوع آنها عام است و اختصاصى به طبيعيات ندارد همانگونه كه فلسفه الهى از مفاهيم عامه بهره مىبرد.
شيخ، احتمالى را ذكر مىكند كه مىتواند پاسخى به اشكال فوق باشد و آن اينكه: ممكن است كسى بگويد منظور از علم «مابعد الطبيعة» علم به مجرّدات و امور كاملا مباين با طبيعت باشد. در اين صورت ديگر علم حساب را نمىتوان مابعد الطبيعة دانست چون عدد كه موضوع علم حساب است تنها در مفارقات يافت نمىشود بلكه مشترك بين طبيعيات و مفارقات است.
اگر كسى به شيخ اشكال كند كه اگر مابعد الطبيعة را اينگونه تفسير و معنا كنيد ديگر فلسفه اولى را هم نبايد مابعد الطبيعة بناميد چون اكثر مسائل فلسفه اولى اختصاصى به مفارقات ندارد بلكه مشترك بين طبيعيات و مفارقات است مثل بحث قوه و فعل، علت و معلول، واحد و كثير، جوهر و عرض، و...
ردّ توهم «مابعد الطبيعة» بودن علم حساب
پاسخ شيخ اين است كه: آن مباحثى از فلسفه اولى كه مختص به مفارقات نيست، نسبت به مباحث مختص به مفارقات جنبه مقدميت دارد. اصلا غايت و مقصد اصلى از مباحث فلسفه اولى شناخت مفارقات و در رأس آنها واجبالوجود است. اينكه فلسفه اولى را مابعد الطبيعة مىنامند با اينكه اكثر مباحثش مشترك بين طبيعيات و مفارقات است وجهش اين است كه قسمت مربوط به مفارقات، اشرف اجزاء فلسفه اولى است پس كل فلسفه را به اسم جزء اشرف اسمگذارى كردهاند.
حتّى ناميدن فلسفه اولى به «علم الهى» هم همينگونه است. يعنى فقط يك بخش از مسائل فلسفه مربوط به «اله» و صفات و افعال اوست ولى چون اين بخش اشرف از