شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥١
عوارض ذاتيه موجود مطلق مىباشند و اثبات هر يك از اين امور به معناى اثبات عرض ذاتى براى موجود، و به تعبير ديگر اثبات وجود خارجى براى هر يك از اين امور است و از اين رو مسألهاى از مسائل فلسفه اُولى خواهد بود چون بحث و بررسى هريك از عوارض ذاتيه موضوع يك علم، مسألهاى از مسائل آن علم است و اثبات اين مسأله هم برهان مىطلبد.
به عبارت ديگر: هر مفهومى را كه در نظر بگيريم، چه موضوع علمى باشد يا محمولى از محمولات علمى باشد و يا چنين نباشد، از عوارض ذاتيه موجود مطلق است چون قسمى از موجود مطلق است. فرضاً «انسان» يا «حيوان» كه جوهرند و موضوع علم «انسانشناسى» يا «علم الحيوان» مىباشند، اگر نسبت به «موجود مطلق» در نظر بگيريم ديگر موضوع نيستند بلكه قسمى از موجود مطلق و عارض بر موجود مطلق مىباشند. سؤالى كه ممكن است مطرح شود اين است كه چگونه چيزى را كه جوهر و امرى مستقل است، مىتوان از «عوارض» موجود بحساب آورد؟
طبق نظر شيخ مىگوييم: مراد از «عارض» و «عوارض» همان عرض در مقابل جوهر نيست بلكه مراد از «عارض ذاتى» محمولى است كه خود موضوع بر آن دلالت ندارد ولى اختصاص به اين موضوع دارد. خود وجود اقتضاء ندارد كه «جوهر» باشد وگرنه لازم مىآمد كه هر موجودى جوهر باشد. حال كه چنين است اگر وجودى جوهر بود، جوهر بودنش «عارضى» بر «موجود» است و هر امر عارضى هم محتاج اثبات و برهان است.
تعبير شيخ در اينجا اين است: چيزى كه جوهر خاص بود مثلا انسان بود نه جوهر ديگر، و يا چيزى كه جوهر است نه عرض، اين جوهر خاص بودن يا جوهر مطلق بودن كه عين «موجوديت» نيست پس «جوهر» بودن يا «عرض» بودن و امثال اينها داخل در «موجود» نيست يعنى داخل در موضوع فلسفه نيست بلكه از محمولات و عوارض آن است.
خلاصه اين جواب چنين مىشود كه: چون «جوهر»، «عرض» و امثال اينها از عوارض وجودند اثبات آنها مىتواند در فلسفه صورت گيرد و اشكالى هم پيش نمىآيد چون اثبات عوارض ذاتيه براى موضوع علم برعهده آن علم است.