شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
شيخ در ادامه مىگويد: اگر موضوع اين بخش از هندسه امر مادّى و غير مفارق بود، محمولات مسائل كه همان اعراض ذاتيه موضوع هستند اولى به مادّى بودناند.[١] پس حداقل اين بخش از هندسه را نمىتوان «مابعد الطبيعة» دانست.
وَما كان موضوعُه المقدارَ المطلقَ فيُؤخذُ فيهِ المقدارُ المطلقُ على أَنَّه مستعدٌّ لأيّةِ نسبة اتَّفقتْ، وذلك ليسَ للمقدارِ بما هو مبدأٌ لِلطَّبيعيّاتِ وصورةٌ; بل بما هو مقدارٌ وعرضٌ. وقد عُرفَ[٢] فى شرحِنا للمنطقيّاتِ والطَّبيعيّاتِ الفرقُ بين المقدارِ الَّذى هو يعد[٣] الهيولى مطلقاً، وبين المقدارِ الَّذى هو كمٌّ، وأَنَّ اسمَ المقدارِ يقعُ عليهما بالإِشتراكِ. وإِذا كانَ كذلكَ فليس موضوعُ الهندسةِ بالحقيقةِ هو المقدارُ المعلومُ[٤] المقوِّمُ للجسمِ الطَّبيعىِّ، بل المقدارُ المقولُ على الخطِّ وَالسَّطحِ والجسمِ. وهذا هوَ المستعِدُّ لِلنِّسبِ المُختلفةِ.
«در بخشى از مباحث هندسه كه موضوعش مقدار مطلق است [نه خصوص خط و سطح و حجم]، مقدار مطلق از آن حيث و جهتى كه مستعدّ پذيرش هر نسبتى است موضوع واقع مىشود و اين استعداد پذيرش نسبتها، براى مقدارى كه صورتى براى جسم و مبدئى براى طبيعيات است تحقق ندارد
[١] اين سخن شيخ كه «فالاعراض اللازمة ...» مبتنى بر اين است كه تعلق به ماده يا مفارقت از ماده را منحصر در موضوع علم نكنيم بلكه در عوارض ذاتيه موضوع هم در نظر بگيريم. [خوانسارى، الحاشيه، ص ١٤١]
دليل اين اولويت چيست؟ چون اين اعراض از موضوع جدا نمىشوند و على الفرض موضوع اين بخش از هندسه هم از طبيعت جدا نمىشود پس احتياج اين اعراض به طبيعت مضاعف است. [شرح الهيات نراقى، ص ١٦٧]
[٢] در بعضى نسخهها بجاى «عُرف»، «عَرفتَ» آمده است [خوانسارى، الحاشيه، ص ١٤١ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٦٨] [٣] در نسخه چاپ تهران «بعد» با باء ضبط شده است [ص ٢٨٧] ولى در بعضى از نسخههاى ديگر «يعد» با ياء ضبط شده است. [٤] بعضى نسخهها لفظ «المعلوم» را ندارد و شايد بهتر هم باشد [م] مثل شرح الهيات نراقى [ص ١٦٨]